علی مصطفائی؛ محمد اورکی
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخلات ایمن سازی روانی بر مهارت های عصب روانشناختی و نشانگان رفتاری از جمله(کمبود توجه و تکانشگری) براساس مدل مایکنیام انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیشآزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور با استفاده از روش نمونه ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر مداخلات ایمن سازی روانی بر مهارت های عصب روانشناختی و نشانگان رفتاری از جمله(کمبود توجه و تکانشگری) براساس مدل مایکنیام انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی است که در آن از طرح پیشآزمون پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. به این منظور با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از بین کودکان 7 تا 12 ساله شاغل به تحصیل در مدارس ابتدایی و مبتلا به اختلال نقص توجه / بیش فعالی شهر ارومیه، تعداد 30 کودک انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(15نفر) و کنترل(15نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ده جلسه 1ساعته(دو روز در هفته) تحت آموزش ایمن سازی روانی مدل مایکنبام قرار گرفتند. داده ها به روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش ایمن سازی روانی بر مهارت های عصب روانشناختی(توجه، کارکردهای اجرایی، زبان، یادگیری، و خواندن) و نشانگان رفتاری(کمبود توجه و تکانشگری) کودکان دارای اختلال کمبود توجه / بیش فعالی تأثیر معنادار داشته است (05/0>P). ضمن این که آموزش ایمن سازی روانی بر عملکرد پردازش بینایی- فضایی کودکان بیش فعال موثر نبوده است. نتیجه گیری: براساس یافته های حاصل از این پژوهش، می توان آموزش ایمن سازی روانی براساس مدل مایکنبام را به عنوان روشی کارآ برای بهبود مهارت های عصب روانشناختی و نشانگان رفتاری کودکان با اختلال کمبود توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار داد.
مجید الماسی؛ محمدرضا نوروزی همایون؛ علی رضایی شریف
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی روشهای درمان نوروفیدبک و تحریک مستقیم فرا جمجمهای بر بهبود چیرگی شناختی کودکان دارای نقص توجه/ بیشفعالی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل میباشد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان دارای اختلال نقص توجه/ بیشفعالی شهر اردبیل در سال تحصیلی 1400-1399 ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی روشهای درمان نوروفیدبک و تحریک مستقیم فرا جمجمهای بر بهبود چیرگی شناختی کودکان دارای نقص توجه/ بیشفعالی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل میباشد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان دارای اختلال نقص توجه/ بیشفعالی شهر اردبیل در سال تحصیلی 1400-1399 است. نمونه پژوهش 33 نفر از کودکان دارای اختلال نقص توجه/ بیشفعالی بود که بهروش در دسترس انتخاب و بهروش تصادفی ساده به دو گروه مداخله و یک گروه کنترل (هر گروه 11 نفر) اختصاص یافت. ابزارهای این پژوهش شامل آزمون هوش WISC-IV و مداخلات این پژوهش شامل 20 جلسه درمان نوروفیدبک و 10 جلسه درمان تحریک مستقیم فرا جمجمهای میباشد. دادههای این پژوهش با نرمافزار SPSS نسخه 23 تحلیل شد. یافتهها: میانگین نمرات چیرگی شناختی در دو نوبت اندازهگیری شد که نشان داد در پسآزمون میانگین نمرات در چیرگی شناختی افزایش یافته و در گروه کنترل تغییری مشاهده نشد. همچنین نتایج نشان میدهد که پس از کنترل اثر پیشآزمون بر پسآزمون برای مقایسه نمرات مقیاس چیرگی شناختی بین سه گروه در سطح خطای (05/0) تفاوت معنیداری وجود دارد. نتیجهگیری: با توجه به جلسات و نتایج بهدستآمده درمان نوروفیدبک و تحریک مستقیم فرا جمجمهای در بهبود چیرگی شناختی مؤثر میباشد؛ بنابراین پیشنهاد میشود از این روشهای درمانی برای بهبود چیرگی شناختی استفاده گردد.
شعیب سبحانی تبار؛ فریده حمیدی؛ نجف طهماسبیپور
چکیده
هدف: این پژوهش با هدف تعیین و شناسایی تأثیر روان درمانگری نمایشی بر کاهش میزان علائم و مشکلات کارکردهای عصب روانشناختی در دانش آموزان ابتدایی مبتلا به استرس پس از سانحه در مناطق زلزله زده شهرستان ثلاث باباجانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که با روش پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه انجام گرفت. جامعه آماری ...
بیشتر
هدف: این پژوهش با هدف تعیین و شناسایی تأثیر روان درمانگری نمایشی بر کاهش میزان علائم و مشکلات کارکردهای عصب روانشناختی در دانش آموزان ابتدایی مبتلا به استرس پس از سانحه در مناطق زلزله زده شهرستان ثلاث باباجانی انجام شد. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که با روش پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر، تمام دانش آموزان مقطع ابتدایی پسر دارای اختلال استرس پس از سانحه شهرستان ثلاث باباجانی بودند که تعداد 4 مدرسه به صورت خوشه ای انتخاب گردید. 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه مساوی آزمایش(20 نفر) و گواه(20 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 13 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانگری نمایشی(مبتنی بر دیدگاه مورنو) قرار گرفتند و سپس، پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. ابزارهای پژوهش مصاحبه تشخیصی اختلال استرس پس از سانحه بر اساس معیارهای DSM-5 و پرسشنامه اختلال استرس پس از سانحه بر اساس(PCL-5) و پرسشنامه عصبروانشناختی کانرز بود. جهت تحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، آزمون لوین و همگنی شیب از رگرسیون و تحلیل کواریانس چندمتغیره MANCOVA برای بررسی فرضیهه ای پژوهش استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که روان درمانگری نمایشی موجب کاهش میزان مشکلات کارکردهای عصبروانشناختی با اندازه اثر 52/0 در کودکان با اختلال استرس پس از سانحه در سطح معناداری(001/0>p) میشود. نتیجه گیری: میتوان نتیجه گرفت که روان درمانگری نمایشی به مثابه ی یک روش درمانی کمکی و اثربخش برای کاهش مشکلات عصب روان شناختی کودکان است.
اسکندر فتحی آذر؛ آرش مانی؛ یوسف ادیب؛ زهرا شریفی
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه درسی علوم عصبی شناختی در بهبود کارکردهای اجرایی و حافظه فعال دانشآموزان مقطع ابتدایی با اختلال یادگیری ریاضی در شیراز صورت گرفت. روش: روش تحقیق نیمه تجربی است. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی در یادگیری ریاضی از کلاس دوم تا ششم ناحیه 2 و 4 شهر شیراز است. با ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه درسی علوم عصبی شناختی در بهبود کارکردهای اجرایی و حافظه فعال دانشآموزان مقطع ابتدایی با اختلال یادگیری ریاضی در شیراز صورت گرفت. روش: روش تحقیق نیمه تجربی است. جامعه آماری این مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی در یادگیری ریاضی از کلاس دوم تا ششم ناحیه 2 و 4 شهر شیراز است. با استفاده از نمونه گیری تصادفی ساده، سی و یک دانش آموز به طور تصادفی انتخاب و سپس به طور تصادفی در گروههای آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آموزش در گروه کنترل براساس سبک تدریس سنتی و آموزش در گروه آزمایش براساس الگوی برنامه درسی علوم اعصاب شناختی انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که تفاوت بین میانگین نمرات حافظه فعال در پس آزمون بعد از کنترل پیش آزمون و در دو گروه آزمایش و کنترل برابر بود با 740/8. و Fبرابر با 144/26 با سطح معناداری P≤0.001 و این، نشان می دهد که این تفاوت، با کنترل پیش آزمون معنادار است. در بخش کارکردهای اجرایی میانگین نمرات برابر شد با 337/205 و مقدار F هم 94/2 به دست آمد. کشش(Trend) به سمت اثربخشی مداخله بوده است ولی از لحاظ آماری تفاوت معنی داری مشاهده نشده است. بنابراین می توان گفت که مداخله تأثیر مثبت و معناداری بر حافظه فعال و تأثیر غیرمستقیمی بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان داشته است. نتیجه گیری: مداخلات علوم اعصاب شناختی با توجه به برجسته کردن مهارتهای اساسی یادگیری ریاضی می تواند یک روش مؤثر در بهبود ناتوانی یادگیری ریاضی باشد.
غفور محمدآبادی؛ سیاوش طالع پسند؛ اسحق رحیمیان
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش اصلاح سوگیری توجه و تحریک جریان فرا جمجمهای بر کاهش نشانگان اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: در این مطالعه از یک طرح کارآزمایی بالینی تصادفی شده استفاده شد. جامعهی آماری شامل دانشجویان داوطلب با نشانگان اضطراب اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 96 - 1395 بود. شرکتکنندگان 30 دانشجوی داوطلب ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش اصلاح سوگیری توجه و تحریک جریان فرا جمجمهای بر کاهش نشانگان اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: در این مطالعه از یک طرح کارآزمایی بالینی تصادفی شده استفاده شد. جامعهی آماری شامل دانشجویان داوطلب با نشانگان اضطراب اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد در سال تحصیلی 96 - 1395 بود. شرکتکنندگان 30 دانشجوی داوطلب بودند که براساس ملاکهای ورود و خروج در مطالعه انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش (اصلاح سوگیری توجه و تحریک فرا جمجمهای) و یک گروه کنترل قرار گرفتند. پیش و پس از مداخله همه آنها سیاههی هراس اجتماعی را تکمیل کردند و زمان واکنش آنها به تکالیف سوگیری توجه ثبت شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: یافتهها حاکی از آناست که هر دو روش مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهطور معنیداری منجر به کاهش نشانگان اختلال اضطراب اجتماعی و سوگیری توجه به محرکهای هیجانی منفی و افزایش توجه به محرکهای هیجانی مثبت شده است. ولی بین دو روش مداخله، تفاوت معنیداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: یافتههای مطالعهی حاضر بر لزوم توجه به و استفاده از رویکردهای نوین درمانی در مواجهه با اختلال اضطراب اجتماعی تاکید دارد.
روانشناسی
عزتاله کردمیرزا نیکوزاده
چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رواندرمانی کمککننده به روانگردانی ذهن بر بهبود نشانههای بیخوابی و تواناییهای شناختی در مصرفکنندگان مزمن کانابیس انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سهماهه بود. جامعه آماری شامل افراد مصرفکننده کانابیس مراجعهکننده به مراکز ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی رواندرمانی کمککننده به روانگردانی ذهن بر بهبود نشانههای بیخوابی و تواناییهای شناختی در مصرفکنندگان مزمن کانابیس انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سهماهه بود. جامعه آماری شامل افراد مصرفکننده کانابیس مراجعهکننده به مراکز درمان اعتیاد شهر تهران در سال ۱۴۰۳ بود. تعداد ۳۰ نفر بر اساس روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام ۱۵ نفر) گمارش شدند. مداخله مشتمل بر هفت جلسه ۹۰ دقیقهای گروهی (هفتگی) با رویکرد مبتنی بر روانگردانی ذهن و مطابق پروتکل رواندرمانی کمککننده به روانگردانی ذهن (وگت و همکاران، 2019) بود. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ و پرسشنامه تواناییهای شناختی (نجاتی، 1392) بود که در سه مرحله تکمیل شد. نتایج با آزمون تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر و به کمک نرمافزار SPSS نسخه ۲۶ تحلیل شد. یافتههای این پژوهش نشان داد که رواندرمانی کمککننده به روانگردانی ذهن میتواند به بهبود کیفیت خواب و ارتقاء تواناییهای شناختی در مصرفکنندگان مزمن کانابیس کمک کند. این مداخله به عنوان روشی مؤثر در فرآیند درمان اعتیاد به کانابیس قابل توصیه است.
عصب روانشناسی
عزتاله کردمیرزا نیکوزاده؛ مهدیه رحمانیان؛ مژگان آگاه هریس
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامههای عصبروانشناختی خانوادهمحور بر بهبود حافظه کاری و عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی است. روش: این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلا به اضطراب جدایی مراجعهکننده به مراکز درمانی ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامههای عصبروانشناختی خانوادهمحور بر بهبود حافظه کاری و عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی است. روش: این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلا به اضطراب جدایی مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر تهران و مادران آنها بود. 30 کودک به روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 15 نفر) تخصیص یافتند. مداخله در گروه آزمایش شامل 12 جلسه 120 دقیقهای برنامه عصبروانشناختی خانوادهمحور بود که بر تقویت حافظه کاری و عملکردهای اجرایی از طریق تمرینهای تعاملی و بازیهای رایانهای تمرکز داشت. ابزارهای پژوهش شامل آزمون هوشی ریون، مقیاس سنجش اضطراب جدایی، آزمون N-Back و پرسشنامه کارکردهای اجرایی (BRIEF) بود. یافته: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که برنامه مداخلهای خانوادهمحور تأثیر معناداری بر بهبود عملکرد حافظه کاری و کارکردهای اجرایی کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل داشت. یافتهها حاکی از آن بود که این برنامه توانست از طریق تقویت تعاملات کودک- خانواده و ارائه تمرینهای هدفمند، به بهبود ساختارهای شناختی و عملکردهای اجرایی کودکان کمک کند. نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأیید میکند که مداخلات خانوادهمحور بهعنوان یک رویکرد مؤثر در مدیریت چالشهای شناختی و رفتاری کودکان مبتلا به اضطراب جدایی میتواند استفاده شود. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده، تأثیر پایدار این مداخلات در طولانیمدت و در گروههای جمعیتی متنوع بررسی گردد.
عصب روانشناسی
محمدرضا نوروزی همایون؛ فاطمه گوهری جوپاری؛ اسماعیل صدری دمیرچی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه محور در تکانشگری و ذهن آگاهی در بیماران اسکیزوفرنی بود. روش: روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش و ماهیت گردآوری دادهها، نیمهآزمایشی (نیمهتجربی) از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ افراد دارای معیارها ورود مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه محور در تکانشگری و ذهن آگاهی در بیماران اسکیزوفرنی بود. روش: روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش و ماهیت گردآوری دادهها، نیمهآزمایشی (نیمهتجربی) از نوع پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه بود. جامعۀ آماری این پژوهش را کلیۀ افراد دارای معیارها ورود مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی که در مرکز درمان و توانبخشی بیماران روانی مزمن دارالشفا در شهرستان اردبیل در بازۀ زمانی 1404-1403 بستری بودند. ابزارهای این پژوهش شامل: پرسشنامۀ مقیاس علائم مثبت و منفی اسکیزوفرنی کی و همکاران (1986)، پرسشنامۀ خودسنجی پنج عاملی ذهنآگاهی بائر (2006) و پرسشنامۀ تکانشگری بارت (2004) بود. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس تکمتغیره نشان میدهند که مداخلۀ توانبخشی شناختی رایانهمحور تأثیر معناداری بر کاهش تکانشگری بیماران داشته است. با توجه به مقدار سطح معناداری (P < 0.005) و اندازه اثر (η² = 0.258)، میتوان نتیجه گرفت که این مداخله بهطور مؤثری بهبود در نمرات تکانشگری را بهدنبال داشته است. بحث و نتیجهگیری: نتایج حاکی از اثربخشی اثربخشی توانبخشی شناختی رایانه محور و ذهن آگاهی در تکانشگری و ذهنآگاهی در بیماران اسکیزوفرنی بود.
عصب روانشناسی
عابد مهدوی؛ منیژه نوری؛ لادن ولی زاده داودی؛ هدی قرائیان؛ زهرا رمضانپور سبحانی؛ یاسر حیدری؛ ابتسام فرج اله زاده
چکیده
هدف: اختلال نقصتوجه-بیشفعالی(ADHD) یکی از شایعترین اختلالات عصبی-رشدی است که با علائم بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری مشخص میشود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه آموزشی فراتفکر مبتنی بر شبیهسازی ذهنی-مغزی (MTMBS) و هنردرمانی با گِل رُس(CAT) بر بهبود تنظیم هیجان در نوجوانان مبتلا به ADHD انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی ...
بیشتر
هدف: اختلال نقصتوجه-بیشفعالی(ADHD) یکی از شایعترین اختلالات عصبی-رشدی است که با علائم بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری مشخص میشود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه آموزشی فراتفکر مبتنی بر شبیهسازی ذهنی-مغزی (MTMBS) و هنردرمانی با گِل رُس(CAT) بر بهبود تنظیم هیجان در نوجوانان مبتلا به ADHD انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی از نوع نیمهآزمایشی بود که در آن 45 نوجوان مبتلا به ADHD به طور تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) و پرسشنامه درجهبندی کانرز فرم والدین(1978) استفاده شد. مداخلات آموزشی به مدت 8 و 16جلسه 90 دقیقهای اجرا شدند. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی در بهبود تنظیم هیجان نوجوانان مبتلا به ADHD اثربخش بودند. تجزیه و تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که 80 تا 83 درصد از تغییرات در مؤلفههای تنظیم هیجان تحت تأثیر مداخلات درمانی قرار داشت(0.05>P). با این حال، تفاوت معناداری در اثربخشی دو روش درمانی مشاهده نشد(0.05<P). نتیجهگیری: براساس یافتههای بدست آمده هر دو رویکرد درمانی به طور یکسان در بهبود تنظیم هیجان نوجوانان مبتلا به ADHD مؤثر هستند. این نتایج پیامدهای مهمی برای ارائه مداخلات درمانی مبتنی بر شواهد برای این گروه از بیماران دارد و میتواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان آنها کمک کند.
عصب روانشناسی
زهرا رفیعی؛ صدیقه رضایی دهنوی
چکیده
هدف از پژوهش بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی رایانهای بر افزایش مهارتهای شناختی، اجتماعی و کاهش علائم اتیسم در جوانان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود.روش پژوهش ، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری جوانان پسرمبتلا به اختلال طیف اتیسم مراجعه کننده به مرکز جامع آموزشی و توانبخشی اختلالات طیف اتیسم در شهر ...
بیشتر
هدف از پژوهش بررسی اثربخشی توانبخشی شناختی رایانهای بر افزایش مهارتهای شناختی، اجتماعی و کاهش علائم اتیسم در جوانان مبتلا به اختلال طیف اتیسم بود.روش پژوهش ، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری جوانان پسرمبتلا به اختلال طیف اتیسم مراجعه کننده به مرکز جامع آموزشی و توانبخشی اختلالات طیف اتیسم در شهر اصفهان بود .تعداد 22 نفر بر اساس ملاکهای ورود به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. بهمنظور گردآوری داده ها از چک لیست ارزیابی درمان اتیسم (ATEC) برای بررسی مهارت-های شناختی و اجتماعی و آزمون گارز2(GARS) برای بررسی شدت علائم اتیسم استفاده شد که توسط والدین و کارشناسان مرکز تکمیل شد. برای گروه آزمایش علاوه بر خدمات مرکز ، توانبخشی شناختی رایانهای 16 جلسه 20 دقیقهای دو بار در هفته بهطور فردی براساس بسته توانبخشی شناختی کاپتان لاگ (2000) اجرا شد و گروه کنترل خدمات مرکز را دریافت کردند. دادهها با روش آماری تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشــان داد توانبخشی شناختی رایانهای ، مهارت های اجتماعی و شدت علائم اتیسم (05/0P<) را بهبود می بخشد. نتایج پژوهش نشان داد توانبخشی شناختی رایانهای بر افزایش مهارتهای اجتماعی و کاهش علائم اتیسم در جوانان مبتلا به اختلال طیف اتیسم اثربخش است، اما تاثیر معنادار بر افزایش مهارت های شناختی نداشت. بر اساس نتایج پژوهش ، استفاده از توانبخشی رایانهای برای افزایش مهارت های اجتماعی و کاهش رفتارهای تکراری برای افراد اتیسم بالای 18 سال توصیه می شود.
عصب روانشناسی شناختی
مهدیه رحمانیان؛ ریحانه مقدس
چکیده
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین نارسایی کارکردهای اجرایی و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان در جوانان 20 تا 35 ساله استان قم بود. طرح پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان ۲۰ تا ۳۵ ساله استان قم بوده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونهگیری در دسترس، ...
بیشتر
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین نارسایی کارکردهای اجرایی و اعتیاد به گوشی هوشمند با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان در جوانان 20 تا 35 ساله استان قم بود. طرح پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان ۲۰ تا ۳۵ ساله استان قم بوده و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونهگیری در دسترس، ۲۰۰ نفر محاسبه گردید. برای گردآوری دادهها از فرم کوتاه مقیاس اعتیاد به گوشی هوشمند (SAS-SV)، پرسشنامه نارسایی کارکردهای اجرایی بریف نسخه بزرگسال (BRIEF-A) و فرم کوتاه پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان (DERS-16) استفاده شد. دادهها با روش همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با استفاده از نرمافزار SPSS و AMOS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین نارسایی مهارتهای تنظیم رفتار در کارکردهای اجرایی و اعتیاد به گوشی هوشمند رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین نارسایی در مهارتهای فراشناخت و اعتیاد به گوشی هوشمند، رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد؛ به این معنا که نارسایی در مهارتهای فراشناخت با سطح بالاتری از اعتیاد به گوشی هوشمند همراه است. همچنین، نتایج نشان داد که دشواری تنظیم هیجان با نارسایی کارکردهای اجرایی در مهارتهای تنظیم رفتار، مهارتهای فراشناخت و اعتیاد به گوشی هوشمند رابطه مثبت و معناداری دارد. بنابراین، توجه به نقش نارسایی در کارکردهای اجرایی و دشواری تنظیم هیجان به عنوان عوامل مرتبط با اعتیاد به گوشی هوشمند بهویژه در میان جوانان ضروری می باشد. در ضمن، یافتههای این پژوهش صرفاً بیانگر روابط همبستگی بوده و امکان نتیجهگیری علّی از آنها وجود ندارد.