مقاله پژوهشی
روانشناسی
سیده فاطمه موسوی گاوگانی؛ عزت اله احمدی؛ حسن بافنده قراملکی
چکیده
این پژوهش با هدف مدلیابی رابطه کیفیت خواب و انعطافپذیری شناختی با نقش میانجی خستگی ذهنی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر ماهیت، کمی است و با استفاده از روش توصیفی– همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری اجرا شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که از میان آنان، ۴۵۷ نفر به روش نمونهگیری ...
بیشتر
این پژوهش با هدف مدلیابی رابطه کیفیت خواب و انعطافپذیری شناختی با نقش میانجی خستگی ذهنی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر ماهیت، کمی است و با استفاده از روش توصیفی– همبستگی و مدلسازی معادلات ساختاری اجرا شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان بود که از میان آنان، ۴۵۷ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. بهمنظور گردآوری دادهها، از پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI)، خردهمقیاس خستگی ذهنی از پرسشنامه چندبعدی خستگی اسمتس (MFI) و پرسشنامه انعطافپذیری شناختی دنیس و وندروال (CFI) استفاده شد. دادههای بهدستآمده با بهرهگیری از نرمافزارهای SPSS و AMOS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج ارزیابی مدل حاکی از برازش مطلوب آن با دادههای گردآوریشده بود (0.92=RMSEA=0.06 ،CFI). یافتههای پژوهش نشان داد که کیفیت خواب پایین بهطور معناداری با کاهش انعطافپذیری شناختی (P=0.001،β=-0.25) و افزایش خستگی ذهنی (P=0.001،β=0.53) همراه بود. همچنین خستگی ذهنی با کاهش انعطافپذیری شناختی رابطه معنادار داشت (P=0.001،β= -0.39). نتایج مدل معادلات ساختاری حاکی از آن بود که خستگی ذهنی بهطور معناداری نقش میانجی در رابطه بین کیفیت خواب و انعطافپذیری شناختی ایفا میکند و اثر غیر مستقیم کیفیت خواب بر انعطاف پذیری شناختی از طریق خستگی ذهنی معنادار است (P=0.001،β=-0.21). بنابراین میتوان نتیجه گرفت که کاهش کیفیت خواب با افزایش خستگی ذهنی همراه است و این امر میتواند به تضعیف انعطافپذیری شناختی دانشجویان منجر شود. این نتایج بر اهمیت توجه به بهداشت خواب و مدیریت خستگی ذهنی در ارتقای کارکردهای شناختی تأکید میکند.
مقاله پژوهشی
عصب روانشناسی
عین اله سکینه پور؛ زکریا حسینی؛ سعداله هاشمی
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک برنامه هشتهفتهای تمرینات اصلاحی بر کارکردهای اجرایی و خودتنظیمی هیجانی در دانشآموزان پسر ۱۱ تا ۱۲ساله مبتلا به ناهنجاری سر به جلو وشانه گرد انجام شد. در این مطالعهٔ نیمهتجربی، ۶۰ دانشآموز بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت ۸ هفته و هر ...
بیشتر
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک برنامه هشتهفتهای تمرینات اصلاحی بر کارکردهای اجرایی و خودتنظیمی هیجانی در دانشآموزان پسر ۱۱ تا ۱۲ساله مبتلا به ناهنجاری سر به جلو وشانه گرد انجام شد. در این مطالعهٔ نیمهتجربی، ۶۰ دانشآموز بهصورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۳۰ نفر) و کنترل (۳۰ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت ۸ هفته و هر هفته ۳ جلسه تحت برنامه تمرینات اصلاحی قرار گرفتند؛ گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کارکردهای اجرایی بریف، پرسشنامه خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان و ارزیابی زوایای سر وشانه بود. برای تحلیل داده ها از آزمون های ANCOVA و mixed‑design ANOVA استفاده شد. نتایج نشان داد که در گروه تجربی، نمرات بازداری پاسخ (از ۶۹/۸ ±۳۷/۵۶ به ۲۳/۷ ±۹۳/۶۷)، حافظه کاری (از ۴۴/۷ ±۴۰/۵۴ به ۷۸/۶ ±۹۳/۶۹) و انعطافپذیری شناختی (از۹۹/۸ ±۶۷/۵۵ به ۸۱/۷ ±۶۷/۶۹) بهبود یافت (۰۵/۰>p، اندازه اثر =۱۴/۱ تا ۳۳/۱). خودتنظیمی هیجانی (سازشکاری) نیز (از ۶۷/۹ ±۴۳/۵۲ به ۶۸/۸±۴۷/۶۵ )، افزایش یافت . بهطور کلی، یافتهها حاکی از آن است که تمرینات اصلاحی نهتنها در اصلاح ناهنجاریهای وضعیتی سر وشانه مؤثر است، بلکه میتواند بهعنوان یک مداخله مفید برای ارتقای کارکردهای شناختی و تنظیم هیجانی در دانشآموزان با ناهنجاری سر به جلو وشانه گرد مورد استفاده قرار گیرد.
مقاله پژوهشی
عصب روانشناسی شناختی
افسانه مرادی؛ فاطمه توانچه؛ مریم قربانی
چکیده
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر امواج مغزی و کاهش علائم در افراد وابسته به اینترنت انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ بود که دارای نشانههای اعتیاد به اینترنت بودند. نمونهها ...
بیشتر
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی (MBCT) بر امواج مغزی و کاهش علائم در افراد وابسته به اینترنت انجام شد. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ بود که دارای نشانههای اعتیاد به اینترنت بودند. نمونهها بهصورت هدفمند، بر اساس پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (۱۹۹۸) انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه آزمایش (14= n) و کنترل (14= n) تخصیص یافتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه به صورت گروهی تحت آموزش MBCT قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل در این مدت هیچ مداخلهای دریافت نکرد. دادهها با استفاده از مقیاس اعتیاد به اینترنت یانگ (IAT) و ثبت امواج مغزی مناطق مرکزی از طریق دستگاه EEG گردآوری شده و با تحلیل کوواریانس تکمتغیره و چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد کهMBCT منجر به افزایش توان نسبی امواج تتا، آلفا و بتا در مناطق مرکزی مغز و کاهش اعتیاد به اینترنت شد (05/0P<). به طور کلی، یافتههای این پژوهش نشان میدهند که MBCT میتواند تأثیر مثبتی بر فعالیتهای عصبی و کاهش وابستگی به اینترنت داشته باشد. افزایش توان امواج مغزی در مناطق مرکزی و کاهش علائم اعتیاد به اینترنت در گروه آزمایش بیانگر اثربخشی این رویکرد درمانی است. این نتایج از اهمیت بهکارگیری MBCT در بهبود سلامت روان و کنترل رفتارهای وابسته به اینترنت حمایت میکند و پیشنهاد میشود که این روش در برنامههای درمانی و آموزشی برای افراد در معرض خطر مورد توجه قرار گیرد
مقاله پژوهشی
عصب روانشناسی
فرید نشاط قراملکی؛ امین احمدی داش آتان؛ پانیذ دائی فرشباف؛ نازنین سید یعقوبی پور
چکیده
چکیده: هدف از انجام این پژوهش مقایسه سبکهای هیجانی عصبشناختی و مبانی زیستی آن در بیماران دوقطبی و افراد بهنجار بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی-مقایسهای بوده که طی آن، از بین جامعه آماری افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ساکن شهر تبریز و نیز افراد بهنجار ساکن شهر تبریز در سال 1403، تعداد 60 نفر (30 فرد مبتلا به اختلال دوقطبی و 30 فرد بهنجار) ...
بیشتر
چکیده: هدف از انجام این پژوهش مقایسه سبکهای هیجانی عصبشناختی و مبانی زیستی آن در بیماران دوقطبی و افراد بهنجار بود. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علی-مقایسهای بوده که طی آن، از بین جامعه آماری افراد مبتلا به اختلال دوقطبی ساکن شهر تبریز و نیز افراد بهنجار ساکن شهر تبریز در سال 1403، تعداد 60 نفر (30 فرد مبتلا به اختلال دوقطبی و 30 فرد بهنجار) به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده و سپس با استفاده از پرسشنامه سبکهای هیجانی (کسبیر و همکاران، 2019) مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای بهدست آمده به روش تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته معلوم شد که سبکهای هیجانی عصبشناختی چشمانداز، شهود اجتماعی، خودآگاهی و حساسیت در دو گروه تفاوت معناداری (05/0>P) دارند. این نتایج نشان داد که بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی، در چارچوب مدلهای عصبروانشناختی، با نقص جدی در ساختارهای مرتبط با پاداش مغز (بٌعد چشمانداز)، نقص در تنظیم هیجان مبتنی بر نشانههای بدنی-احشایی (خودآگاهی) و نقص در نظریه ذهن و شناخت اجتماعی (ابعاد شهود اجتماعی و حساسیت به زمینه) مواجه بوده و کژکارکردی در این تواناییهای شناختی و نیز نابهنجاری در ساختارهای مرتبط با آنها میتوان تبیینگر بخشی از نشانهها و عوارض مرتبط با این اختلال باشد.
مقاله مروری
عصب روانشناسی شناختی
گودرز علی بخشی؛ مهران طالبی؛ مسعود تقی پور
چکیده
عصب شناسی زبان حوزه ای میان رشته ای در پیوند میان زبان شناسی، علوم اعصاب، روان شناسی شناختی و علوم رایانه است و میکوشد توضیح دهد زبان چگونه در مغز انسان بازنمایی، پردازش، فراگرفته و در شرایط آسیب بازیابی میشود. با وجود گسترش سریع روشهای تصویربرداری عصبی، الکتروفیزیولوژی ، مطالعات ضایعهمبنا و مدلسازی ...
بیشتر
عصب شناسی زبان حوزه ای میان رشته ای در پیوند میان زبان شناسی، علوم اعصاب، روان شناسی شناختی و علوم رایانه است و میکوشد توضیح دهد زبان چگونه در مغز انسان بازنمایی، پردازش، فراگرفته و در شرایط آسیب بازیابی میشود. با وجود گسترش سریع روشهای تصویربرداری عصبی، الکتروفیزیولوژی ، مطالعات ضایعهمبنا و مدلسازی محاسباتی، ادبیات این حوزه پراکنده و از نظر روش شناختی بسیار متنوع است؛ بنابراین، تلفیق منظم پژوهشهای اخیر برای شناسایی روندهای غالب، شکافهای پژوهشی و مسیرهای آینده ضرورت دارد. هدف این مقاله، ارائه یک مرور ساختاریافته از پیکرهای شامل ۶۲۱ مقاله در حوزه عصبشناسی زبان بود. دادهها بر اساس پروتکل مرور، معیارهای ورود و خروج، و فرهنگ کُدگذاری چندبرچسبی تحلیل شدند و روشهای پژوهش، حوزههای بنیادین زبان، مضامین کاربردی و مرزهای نوظهور استخراج گردیدند. یافتهها نشان داد که مطالعات ضایعهمبنا و بالینی هنوز جایگاه مهمی در این حوزه دارند، اما در کنار آنها، روشهایی مانند ئیئیجی /ایآرپی ، افامآرآی ، مطالعات رفتاری و مدلسازی محاسباتی نقش روزافزونی یافتهاند. از نظر محتوایی، معناشناسی و نحو بیشترین سهم را در میان مؤلفههای زبانشناختی داشتند، در حالی که اختلالات زبانی، زبانپریشی، توانبخشی، چندزبانگی و فراگیری زبان دوم از مهمترین مضامین کاربردی بودند. همچنین، هوش مصنوعی ، یادگیری ماشین ، رابطهای مغز-رایانه، عصبشناسی زبان عاطفی و زبان بدنمند بهعنوان مرزهای نوظهور شناسایی شدند. نتایج نشان میدهد که عصبشناسی زبان مدرن از مدلهای مکانیاب کلاسیک فراتر رفته و به حوزهای شبکهمحور، دادهمحور، بالینی و نظری تبدیل شده است که برای فهم رابطه میان مغز، زبان، شناخت و بافت اجتماعی اهمیت فزایندهای دارد.
مقاله پژوهشی
عصب روانشناسی
فرهاد شفیع پور مطلق
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناختی تجربه زیسته یادگیرندگان از «تعامل عصبی با هوش مصنوعی» و تبیین پیامدهای عصبشناختی، اگزیستانسیال و رابطهای آن در فرایند یادگیری انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر پایه راهبرد پدیدارشناسی توصیفی–تفسیری (با کاربست عصبپدیدارشناسی تأویلی) صورت پذیرفت. میدان پژوهش را دانشجویان ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف واکاوی پدیدارشناختی تجربه زیسته یادگیرندگان از «تعامل عصبی با هوش مصنوعی» و تبیین پیامدهای عصبشناختی، اگزیستانسیال و رابطهای آن در فرایند یادگیری انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر پایه راهبرد پدیدارشناسی توصیفی–تفسیری (با کاربست عصبپدیدارشناسی تأویلی) صورت پذیرفت. میدان پژوهش را دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاههای جامع شهر تهران تشکیل دادند که در فرایندهای پژوهشی و شناختی خود تعامل پیوسته با دستیاران هوش مصنوعی داشتند. مشارکتکنندگان به روش نمونهگیری هدفمند مبتنی بر ملاک انتخاب شدند و فرایند گردآوری دادهها از طریق مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری با ۱۹ مشارکتکننده ادامه یافت. دادهها با بهرهگیری از چارچوب هفتمرحلهای کلایزی تحلیل شد و معیارهای چهارگانه گوبا و لینکلن (۱۹۸۵) باورپذیری و اصالت یافتهها را تضمین نمود. یافتههای این پژوهش در چهار مضمون اصلی تبیین گردید:1.«واسپاری عصبی–شناختی و آتروفی پردازش عمیق» که نشاندهنده خاموشی مدارهای درگیری فعال ذهنی، فرسایش قشر پیشپیشانی در استدلال خودبنیاد و رخوت سیناپسی است؛ 2.«تنش عاملیت عصبی و انقیاد به حلقه بازخورد الگوریتمی» که بازتابدهنده تعلیق اراده میان خودمختاری دیجیتال و وابستگی ناشی از تحریک مدار پاداش و هژمونی پردازشی ماشین است؛ 3. «گسست رابطهای و خاموشی همزمانی بینافردی» که از افول رزونانس عصبی–عاطفی، ناکارآمدی سیستم نورونهای آینهای در غیاب دیالوگ تجسمیافته استاد–شاگردی و انزوای نوروبیولوژیک حکایت دارد؛ 4.«بیعدالتی نورو-ارگونومیک و شکاف انعطافپذیری عصبی» که از تشدید نابرابری در سازگاری عصبی–تحلیلی با ابزارها و داربستبندی شناختی نامتقارن پرده برمیدارد.