الهه بداقی؛ علیرضا مرادی؛ جعفر حسنی؛ فرشید علی پور؛ طیبه شاهسوند بغدادی
دوره 2، شماره 5 ، شهریور 1395، ، صفحه 39-56
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسهای کارکردهای اجرایی در سه گروه از زنان مبتلا به اماس دارای اختلال افسردگی، فاقد اختلال افسردگی و زنان بهنجار بود. روش: روش تحقیق در این پژوهش علی مقایسهای بود، از میان زنان مراجعهکننده به انجمن اماس استان مرکزی، گروه مبتلا به اماس مبتلا به افسردگی با غربالگری اولیه توسط آزمون افسردگی ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسهای کارکردهای اجرایی در سه گروه از زنان مبتلا به اماس دارای اختلال افسردگی، فاقد اختلال افسردگی و زنان بهنجار بود. روش: روش تحقیق در این پژوهش علی مقایسهای بود، از میان زنان مراجعهکننده به انجمن اماس استان مرکزی، گروه مبتلا به اماس مبتلا به افسردگی با غربالگری اولیه توسط آزمون افسردگی بک و تشخیص افسردگی توسط اجرای مصاحبه ساختاریافته بالینی افسردگی (SCID) و ملاکهای ورود و خروج به تعداد ۲۴ نفر انتخاب شدند گروه اماس فاقد افسردگی نیز از میان زنان غربالگری شده که فاقد نشانههای بالینی افسردگی بودند به تعداد ۲۴ نفر وارد پژوهش گردیدند، در آخر نیز گروه زنان بهنجار نیز با لحاظ کردن ملاکهای ورود به پژوهش انتخاب شدند، از آزمونهای فراخنای عدد، استروپ و برج لندن جهت گرداوری دادهها استفاده شد، اطلاعات با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که گروه زنان مبتلا به اماس دارای افسردگی در مقایسه با دو گروه دیگر از عملکرد ضعیف معناداری در آزمونهای فراخنای اعداد، استروپ و برج لندن برخوردار بودند، همچنین بین گروه زنان مبتلا به اماس فاقد افسردگی و زنان بهنجار نیز ازنظر عملکرد در آزمونهای پژوهش تفاوت معناداری مشاهده گردید. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که علاوه بر تفاوت کارکردهای اجرایی در بیماران مبتلا به اماس در مقایسه با افراد بهنجار، افسردگی نیز میتواند این تفاوت را تشدید نماید که لزوم توجه به این امر در طراحی برنامههای درمانی مشخص میشود.
غلامحسین جوانمرد؛ شعله اسدالهی فام
دوره 3، شماره 10 ، آذر 1396، ، صفحه 39-50
چکیده
مقدمه: مشکلات تحصیلی و بهویژه مشکلات ویژه یادگیری در کودکان توجه زیادی به خود جلب کرده است. یکی ازابعاد مورد توجه بررسی ویژگیهای نوروسایکولوژیک در این کودکان است. هدف این پژوهش مطالعه کارکردهای نوروسایکولوژیک مورد سنجش آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (WCST) (انعطاف پذیری شناختی، درجامانی، زمان، کوشش الگوی اول) در کودکان دارای دارای ...
بیشتر
مقدمه: مشکلات تحصیلی و بهویژه مشکلات ویژه یادگیری در کودکان توجه زیادی به خود جلب کرده است. یکی ازابعاد مورد توجه بررسی ویژگیهای نوروسایکولوژیک در این کودکان است. هدف این پژوهش مطالعه کارکردهای نوروسایکولوژیک مورد سنجش آزمون دسته بندی کارت ویسکانسین (WCST) (انعطاف پذیری شناختی، درجامانی، زمان، کوشش الگوی اول) در کودکان دارای دارای ناتوانی یادگیری در ریاضیات و مقایسه آنان با کودکان عادی و با کودکان دارای انواع دیگر ناتوانیهای یادگیری بود. روش: برای این منظور، چهار گروه کودکان (یک گروه دانش آموزان عادی و سه گروه از مبتلایان به ناتوانی یادگیری ریاضیات، خواندن و نوشتن) از کودکان ارجاع شده به مرکز آموزش کودکان دارای مشکلات ویژه یادگیری به روش هدفمند انتخاب گردید. نرم افزار آزمون WCST بر روی گروه های نمونه اجرا گردید و نتایج با روش آماری تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که کودکان دارای اختلال ریاضی و عادی در انعطاف پذیری شناختی، درجامانی، و کوشش الگوی اول، تفاوت معناداری داشتند. همچنین کودکان دارای ناتوانی ویژه در ریاضیات به همان اندازه کودکان دارای ناتوانی در خواندن در کارکردهای اجرایی بدکارکردی داشتند ولی این دو گروه در مقایسه با کودکان دارای ناتوانی در نوشتن بدکارکردی بیشتری نشان دادند. نتیجهگیری: براساس نتایج این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که نیمرخ کارکردهای اجرایی دانشآموزان مبتلا به یادگیری از نوع ریاضیات و ناتوانی های یادگیری نوشتن و عادی متفاوت، ولی با مبتلایان به ناتوان در خواندن مشابه است.
ندا خداوردی؛ حسن عشایری؛ پرویز مفتون
دوره 3، شماره 11 ، اسفند 1396، ، صفحه 39-54
چکیده
مقدمه: با افزایش آمار افرادی که هر روزه پس از بررسی های لازم در طیف اوتیسم قرار میگیرند، لزوم فراهم آوردن شرایط آموزشی در زمینه های مختلف از جمله یادگیری زبان ها نیز بیشتر احساس میشود. هدف از پژوهش حاضر، آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم به کودکان اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا میباشد. روش: این مطالعه کیفی و موردی به بررسی تاثیر ...
بیشتر
مقدمه: با افزایش آمار افرادی که هر روزه پس از بررسی های لازم در طیف اوتیسم قرار میگیرند، لزوم فراهم آوردن شرایط آموزشی در زمینه های مختلف از جمله یادگیری زبان ها نیز بیشتر احساس میشود. هدف از پژوهش حاضر، آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم به کودکان اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا میباشد. روش: این مطالعه کیفی و موردی به بررسی تاثیر مداخله یا روش تدریس یک به یک رفتاری و شناختی در آموزش زبان دوم به دو زبان آموز فارسی زبان دارای تکلم میپردازد. از چهار مهارت تقلیدی_حرکتی، تکرار کردن، نامگذاری کردن، و درخواست کردن برای آموزش استفاده شد. یافته ها: در آموزش 103 مورد زبانی فقط 9 مورد شکست در دو روش آموزشی دیده شد. سام با روش مداخله رفتاری، 9 شکست ( 5 مورد در مهارت تقلیدی_حرکتی و 4 مورد در مهارت تکرار کردن ) را تجربه کرد و مانی هیچ شکستی نداشت. نتیجه گیری: با وجود تفاوت ناچیز، به نظر میرسد آموزش به روش مداخله شناختی با شکست کمتری همراه است و برای به کارگیری در زبان آموزی کودکان در طیف اوتیسم با عملکرد بالا توصیه میشود.
محمد اورکی؛ مهدیه رحمانیان؛ نپتون تهرانی؛ شیما حیدری
دوره 1، شماره 1 ، شهریور 1394، ، صفحه 41-51
چکیده
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر آموزش نوروفیدبک با باند فرکانس آلفا بر بهبود عملکرد حافظه فعال در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی ـ نقص توجه انجام گرفت. روش: جهت اجرای این تحقیق 8 کودک مبتلا به بیش فعالی ـ نقص توجه با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند؛ این کودکان در 10 جلسه آموزش نوروفیدبک با پروتکل تقویت آلفا شرکت کردند. برای سنجش ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر آموزش نوروفیدبک با باند فرکانس آلفا بر بهبود عملکرد حافظه فعال در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی ـ نقص توجه انجام گرفت. روش: جهت اجرای این تحقیق 8 کودک مبتلا به بیش فعالی ـ نقص توجه با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند؛ این کودکان در 10 جلسه آموزش نوروفیدبک با پروتکل تقویت آلفا شرکت کردند. برای سنجش حافظه فعال، از آزمون N-Back و آزمون حافظه وکسلر (فراخنای ارقام) استفاده شد و دادههای حاصل از تحقیق با روش تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرمافزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: نتایج نشان داد که در سطح معناداری 05/0 p< بین نمرههای پیشآزمون و پسآزمون حافظه کاری تفاوت معنادار وجود دارد. نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که آموزش نوروفیدبک موجب بهبود عملکرد حافظه فعال در کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی ـ نقص توجه شرکت کننده در تحقیق شد؛ درواقع افزایش نسبی دامنه در باند آلفا باعث بهبود حافظه فعال گردید.
کریم سواری
دوره 3، شماره 9 ، شهریور 1396، ، صفحه 41-52
چکیده
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر برآورد مقدماتی ساخت و تعیین پایایی و روایی پرسشنامه حافظه بوده است. روش: کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور مرکز اهواز در سال تحصیلی 1396 جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل دادهاند که از بین آن دانشجویان 250 نفر (200 دختر و 50 پسر) بهصورت داوطلبانه انتخاب شدند. جهت سنجش متغیر حافظه از پرسشنامه تحلیل عاملی ...
بیشتر
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر برآورد مقدماتی ساخت و تعیین پایایی و روایی پرسشنامه حافظه بوده است. روش: کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور مرکز اهواز در سال تحصیلی 1396 جامعه آماری تحقیق حاضر را تشکیل دادهاند که از بین آن دانشجویان 250 نفر (200 دختر و 50 پسر) بهصورت داوطلبانه انتخاب شدند. جهت سنجش متغیر حافظه از پرسشنامه تحلیل عاملی اکتشافی محقق ساخته استفاده گردید. دادههای تحقیق از طریق نرمافزار Spss و Amos تجزیه و تحلیل گردیدند. روش تحقیق حاضر توصیفی ـ اکتشافی است. یافتهها: تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که پرسشنامه تحلیل عاملی شده حافظه از 12 ماده و دو عامل حافظه مربوط به اتفاقات آینده (7 ماده) و حافظه مربوط به اتفاقات گذشته (5 ماده) تشکیل شده است. پایایی مادهها از طریق بازآزمایی 75/0 و از طریق آلفای کرونباخ کاملاً رضایتبخش و روایی مادهها از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. نتیجهگیری: با توجه به اینکه با گذشت زمان خیلی از پرسشنامههای حافظه کارایی دقیق خود را از دست میدهند لذا با کمک پرسشنامه حاضر میتوان موضوع حافظه که بر مبنای تحقیقات جدید پایهگذاری شده است را سنجید و از پرسشنامه یاد شده میتوان در موقعیتهای مختلف استفاده نمود.
مریم جلالی؛ سید ابولقاسم مهری نژاد؛ حکیمه آقایی
چکیده
هدف: به دلیل افزایش اضطراب در جامعه حاضر، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش نوروفیدبک بر درمان و ارتقای بهزیستی روانشناختی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود.روش: برای انجام این تحقیق 40 نفر از مراجعه کنندگان به چهارمرکز مشاوره حومه شهر تهران که طبق تایید روانپزشک اختلال اضطراب فراگیر داشتند ...
بیشتر
هدف: به دلیل افزایش اضطراب در جامعه حاضر، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش نوروفیدبک بر درمان و ارتقای بهزیستی روانشناختی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر بود.روش: برای انجام این تحقیق 40 نفر از مراجعه کنندگان به چهارمرکز مشاوره حومه شهر تهران که طبق تایید روانپزشک اختلال اضطراب فراگیر داشتند (در دو گروه نوروفیدبک و کنترل) در دو مرحله پیش و پس آزمون از طریق آزمون اضطراب حالت- صفت اسپیلبرگر وآزمون بهزیستی روانشناختی ریف مورد سنجش قرارگرفتند.گروه آزمایش طبق پروتکل درمانی30 جلسه 45 دقیقه ای آموزش نوروفیدبک داده شد وگروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از روش توصیفی و روش تحلیل کواریانس(ANCOVA) توسط نرم افزار SPSSاستفاده گردید. یافته ها:سطح معناداری آماری یافته ها 001/0 بود که نشان داد که نوروفیدبک باعث کاهش نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و افزایش ارتقای بهزیستی روان شناختی در گروه درمان گردید. نتیجه گیری: باتوجه به یافته ها نتیجه گیری شد که استفاده از نوروفیدبک در درمان و ارتقای بهزیستی روان شناختی زنان مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر موثراست و میتوان از این روش در درمان و ارتقای بهزیستی روان شناختی افراد مبتلا به این اختلال بهره برد.
میلاد امینی ماسوله؛ غلامرضا چلبیانلو؛ رضا عبدی
چکیده
نقص در حافظه فعال یکی از شکایات رایج در بیماران دچار سکته مغزی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر استفاده همزمان از تحریک دو موضعی یک نیمکره ای مستقیم فراجمجمه ای (a-tDCSUHCDS) ، توانبخشی شناختی رایانه ای و تحریک تک موضعی (a-tDCS ) در مقایسه با توان بخشی شناختی رایانه ای بدون tDCS بر روی حافظه فعال بیماران دچار سکته بود. روش: 32 بیمار ( شامل 21 مرد و ...
بیشتر
نقص در حافظه فعال یکی از شکایات رایج در بیماران دچار سکته مغزی است. هدف مطالعه حاضر، بررسی تاثیر استفاده همزمان از تحریک دو موضعی یک نیمکره ای مستقیم فراجمجمه ای (a-tDCSUHCDS) ، توانبخشی شناختی رایانه ای و تحریک تک موضعی (a-tDCS ) در مقایسه با توان بخشی شناختی رایانه ای بدون tDCS بر روی حافظه فعال بیماران دچار سکته بود. روش: 32 بیمار ( شامل 21 مرد و 11 زن، با دامنه سنی 40-65 سال) سکته ای به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در یکی از سه گروه آزمایشی و یک گروه تحریک کاذب قرار گرفتند. تمامی گروه ها تحت آموزش تکلیف N back قرار گرفتند، گروه a-tDCSUHCDS تحریک آنودال را بر روی DLPFC چپ و M1 دریافت کرده و گروه تک موضعی a-tDCS تحریک آنودال را بر روی DLPFCچپ در حین توانبخشی شناختی دریافت کردند. نتایج: تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر نشان داد که گروه a-tDCSUHCDS بهبودی بیشتری را در تکالیف حافظه فعال نشان داده اند. همچنین،پس از 8 هفته پیگیری، گروه a-tDCSUHCDS بهبودی بیشتری را در تکالیف ذکر شده نشان داد .نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که استفاده همزمان از tDCS و توان بخشی شناختی رایانه ای به واسطه افزایش تحریک پذیری شبکه های قشری در نواحی مغزی که نقش مهمی در کارکردهای اجرایی دارند، باعث افزایش کارآمدی برنامه های توان بخشی شناختی در بیماران سکته ای می شود.
لادن واقف؛ مجتبی زاهدی
چکیده
مقدمه:هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمهای با جریان متناوب(tACS)،بر فعالیت موج آلفای ناحیه پیشانی افراد مصرفکننده متآمفتامین بوده است.روش:در این مطالعه که از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و با گروه کنترل است، 20 نفر از افراد مصرفکننده متآمفتامین به شیوه نمونهگیری ...
بیشتر
مقدمه:هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تحریک الکتریکی فراجمجمهای با جریان متناوب(tACS)،بر فعالیت موج آلفای ناحیه پیشانی افراد مصرفکننده متآمفتامین بوده است.روش:در این مطالعه که از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و با گروه کنترل است، 20 نفر از افراد مصرفکننده متآمفتامین به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی به دو گروه 10نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند.ابتدا به منظور بررسی توان مطلق موج آلفا در ناحیه لوب پیشانی از آزمودنیها EEG گرفته شد. سپس تحریک الکتریکی فراجمجمهای با فرکانس 10 هرتز(α-tACS)و یا تحریک شم روی ناحیه پیش پیشانی خلفی جانبی راست(F4) طی یک جلسه 20دقیقهای اعمال شد.در پایان مجدداً امواج مغزی هر دو گروه ثبت و دادهها با استفاده از روش کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند.یافتهها: نتایج نشان دادند که در گروه آزمایش توان مطلق موج آلفای نواحی F4، Fz، F3، F7 نسبت به گروه کنترل بهطور معناداری افزایش یافته بود(05/0>p). نتیجهگیری:بر اساس نتایج حاصل، تحریک الکتریکی با موج آلفا در ناحیه F4 میتواند توان مطلق موج آلفا را در قشر پیشپیشانی خلفی جانبی، تحتانی جانبی و مرکزی که در عملکردهای شناختی دخیل است را بهبود ببخشد.با توجه به نقش شناختی امواج مغزی آلفا، انتظار میرود تحریک tACS در فرکانس آلفا بتواند بهعنوان روشی غیردارویی برای بهبود عملکرد شناختی در مصرفکنندگان متآمفتامین استفاده شود.
مجید صفاری نیا؛ فاطمه بزاز منصف؛ راهب جعفری
چکیده
مقدمه: ارتباط بین شناخت و هیجان همواره برای محققان جالب و مورد توجه بوده است. علیرغم اینکه هریک حوزهای جداگانه محسوب می شوند؛ ولی با یکدیگر در تعاملاند. هدف پژوهش حاضر تاثیر هیجانات شرم و گناه بر حلقه واج شناختی و لوح دیداری _ فضایی حافظه کاری بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون _ پس آزمون ...
بیشتر
مقدمه: ارتباط بین شناخت و هیجان همواره برای محققان جالب و مورد توجه بوده است. علیرغم اینکه هریک حوزهای جداگانه محسوب می شوند؛ ولی با یکدیگر در تعاملاند. هدف پژوهش حاضر تاثیر هیجانات شرم و گناه بر حلقه واج شناختی و لوح دیداری _ فضایی حافظه کاری بود. روش: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون _ پس آزمون بود. تعداد 60 دانشجو به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و برای گردآوری داده ها از آزمون وکسلر بزرگسالان (آزمون فراخنای ارقام) و بلوک های کرسی استفاده شد. یافته ها: نتایج مربوط به تحلیل کوواریانس نشان داد که هیجانات شرم و گناه به طور معناداری حلقه واج شناختی و لوح دیداری- فضایی حافظه کاری را تحت تأثیر قرار می دهد. نتیجه گیری: هیجانات شرم و گناه می تواند بر کارایی حافظه کاری اثر منفی بگذارد.
مهدیه رحمانیان؛ زهرا سروریان؛ مریم زمانی
دوره 2، شماره 4 ، خرداد 1395، ، صفحه 45-56
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی و مقایسه موسیقیدرمانی و نوروفیدبک بهعنوان دو روش غیرتهاجمی، بر کاهش درد بیماران اختلال نشانه جسمانی انجام گرفته است. روش: گروه نمونه در این پژوهش 86 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور تهران بودند که بهصورت نمونهگیری هدفمند و بر اساس شکایات دردهای جسمانی و تشخیص پزشکان انتخاب شدند. ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی و مقایسه موسیقیدرمانی و نوروفیدبک بهعنوان دو روش غیرتهاجمی، بر کاهش درد بیماران اختلال نشانه جسمانی انجام گرفته است. روش: گروه نمونه در این پژوهش 86 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور تهران بودند که بهصورت نمونهگیری هدفمند و بر اساس شکایات دردهای جسمانی و تشخیص پزشکان انتخاب شدند. همه آزمودنیها به مقیاس سنجش دردهای نشانه جسمانی ساکاتا و تاکاتا پاسخ دادند. سپس در گروه مداخله موسیقیدرمانی و نوروفیدبک قرار گرفتند. دادهها از طریق تحلیل کوواریانس بررسی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که نوروفیدبک در مقایسه با موسیقیدرمانی تأثیر قابلملاحظهای بر کاهش درد افراد مبتلا به اختلال نشانه جسمانی بهویژه کاهش سردرد داشت. نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان گفت نوروفیدبک با توجه به تأثیری که بر امواج مغزی دارد میتواند در تنظیم و کاهش دردهای روان نتی مؤثر باشد.
محمد اورکی؛ افسانه درتاج؛ آتوسا مهدی زاده
دوره 2، شماره 6 ، آذر 1395، ، صفحه 45-60
چکیده
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران زن مبتلا به دردهای شکمی روانتنی مزمن کلینیکی در شیراز بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش تمامی زنان مبتلا به دردهای شکمی روانتنی مزمن بود که ازاینبین نمونهای به حجم 40 نفر ...
بیشتر
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان نوروفیدبک بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران زن مبتلا به دردهای شکمی روانتنی مزمن کلینیکی در شیراز بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش تمامی زنان مبتلا به دردهای شکمی روانتنی مزمن بود که ازاینبین نمونهای به حجم 40 نفر انتخاب شدند که ازاینبین، پژوهش نهایتاً با 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) انجام شد. این افراد بهصورت تصادفی در 2 گروه 15 نفری در دو گروه آزمایش و گروه کنترل گمارده شدند. در این روش مداخله، گروه آزمایش تحت 10 هفته (هر هفته سه جلسه 40 دقیقهای) درمان نوروفیدبک قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکرد و در لیست انتظار قرار گرفت. همچنین گروههای آزمایش و کنترل پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس را در مرحله پیشآزمون و پسآزمون کامل کردند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان نوروفیدبک بر کاهش اضطراب و افسردگی مؤثر بود (001/0>P). بهعبارتدیگر 53 درصد از تغییرات افسردگی و 57 درصد از تغییرات اضطراب آزمودنیها بهوسیله نوروفیدبک بود؛ اما نوروفیدبک بر استرس تأثیری نشان نداد. نتیجهگیری: نوروفیدبک توانست افسردگی و اضطراب زنان مبتلا به دردهای شکمی را کاهش دهد ولی به میزان استرس آنان تأثیری نداشت.
معصومه اسماعیلی؛ حسین زارع؛ احمد علی پور؛ محمد اورکی
دوره 4، شماره 12 ، خرداد 1397، ، صفحه 45-60
چکیده
پژوهش حاضر با تاکید بر مدل CaR-FA-X ویلیامز ، در قالب یه مدل علی به بررسی نقش واسطه ای حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا در رابطه بین نقص در کارکردهای اجرایی با حل مساله ناکارآمد در افراد افسرده میپردازد. روش: نمونه پژوهش شامل 56 فرد مبتلا به افسردگی اساسی که به روش نمونه گیری زمانی در دسترس در فاصله زمانی اردیبهشت 96 تا مهر96 انتخاب شدند، بودند. ...
بیشتر
پژوهش حاضر با تاکید بر مدل CaR-FA-X ویلیامز ، در قالب یه مدل علی به بررسی نقش واسطه ای حافظه سرگذشتی بیش کلی گرا در رابطه بین نقص در کارکردهای اجرایی با حل مساله ناکارآمد در افراد افسرده میپردازد. روش: نمونه پژوهش شامل 56 فرد مبتلا به افسردگی اساسی که به روش نمونه گیری زمانی در دسترس در فاصله زمانی اردیبهشت 96 تا مهر96 انتخاب شدند، بودند. جهت گردآوری داده ها ، پس از تشخیص افسردگی اساسی توسط روانشناس، از آزمون حافظه شرح حال (سرگذشتی) ،آزمون حل مسئله وسیله-غایت و نرم افزار کارتهای ویسکانسین استفاده شد. جهت تحلیل دادههای پژوهش با استفاده از نرم افزار spss و ایموس و روش تحلیل مسیر از نوع مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: نتایج نشان داد اثر مستقیم کارکرد اجرایی بر حل مسئله با مقدار 283/0 در سطح 05/0 معنی دار نیست. اثر غیرمستقیم کارکرد اجرایی بر حل مسئله با مقدار130/0 در سطح 05/0 معنی دار است. اثر کل کارکرد اجرایی بر حل مسئله 413/0 است که در سطح 05/0 معنی دار است. بنابراین با توجه به عدم معناداری اثر مستقیم و معناداری اثر غیر مستقیم، حافظه سرگذشتی بهعنوان متغیر میانجی کلی در تاثیر بین کارکرد اجرایی بر حل مسئله است. نتیجه گیری: بنابراین پژوهش حاضر با تایید مدل CaR-FA-X ویلیامز، نشان داد که افراد افسرده به دلیل خلق منفی و نقص در کارکردهای اجرایی ، در بازیابی خاطرات سرگذشتی به طور اختصاصی دچار مشکل میشوند و این مشکل در بازیابی، حل مسائل و مشکلات آنها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد و باعث می شود که راه حلهای کمتر موثری را تولید کنند. بنابراین بیش کلی گرایی از حافظه سرگذشتی به عنوان یک مکانیسم واسطه ای در رابطه بین نقص در کارکرد اجرایی و حل مساله ناکارآمد در افراد افسرده عمل میکند.
حدیث غلامپور؛ محمدرضا دوستان
دوره 2، شماره 7 ، اسفند 1395، ، صفحه 47-62
چکیده
مقدمه: با توجه بااینکه تکالیف هماهنگی دودستی امری روزمره و غالب است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر دست برتری و دشواری تکلیف هماهنگی دودستی بر امواج مغزی نواحی حرکتی اولیه و ناحیه حرکتی مکمل (نقاط C3 و C4) بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است؛ که در آن تعداد 10 زن راستدست و 10 زن چپدست با میانگین سنی 8/42 بهصورت هدفمند انتخاب شدند. ...
بیشتر
مقدمه: با توجه بااینکه تکالیف هماهنگی دودستی امری روزمره و غالب است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر دست برتری و دشواری تکلیف هماهنگی دودستی بر امواج مغزی نواحی حرکتی اولیه و ناحیه حرکتی مکمل (نقاط C3 و C4) بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی است؛ که در آن تعداد 10 زن راستدست و 10 زن چپدست با میانگین سنی 8/42 بهصورت هدفمند انتخاب شدند. تمامی شرکتکنندگان پنج تکلیف هماهنگی دودستی با دشواری متفاوت را انجام دادند. در حین انجام تکالیف هماهنگی دودستی فعالیت امواج مغزی ناحیه C3 و C4 توسط دستگاه EEG اندازهگیری شد. یافتهها: طبق نتایج آزمون تحلیل واریانس مرکب و آزمون تعقیبی تی مستقل در ناحیه C3 بین گروه راستدست و چپدست هنگام حالت استراحت در توان موج گاما تفاوت معنیداری بود. همچنین در ناحیه C4 بین گروه راستدست و چپدست در سطوح دشواری 4 و 5 تکلیف هماهنگی دودستی در توان موج دلتا در ناحیه C4 تفاوت معنیدار وجود داشت. نتیجهگیری: فعالیت بیشتر در نواحی حرکتی اولیه و ناحیه حرکتی مکمل (نقاط C3 و C4) حین انجام تکلیف هماهنگی دودستی صورت گرفته است و این فعالیت بیشتر امواج در این نواحی با افزایش پیچیدگی تکلیف و دشوارتر شدن آن نیز افزایش یافته است. همچنین این یافتههای نقش ناحیه حرکتی اولیه و همچنین ناحیه حرکتی مکمل در حرکات هماهنگی دودستی را نشان میدهد.
لیلا بیات مختاری؛ علیرضا آقا یوسفی؛ حسین زارع؛ وحید نجاتی
دوره 3، شماره 8 ، خرداد 1396، ، صفحه 51-68
چکیده
مقدمه: این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر تحریک مستقیم الکتریکی مغز از روی جمجمه و آموزش آگاهی واجشناختی بر روی بعد دیداری/فضایی حافظه کاری کودکان نارساخوان انجام شد. روش: طرح این پژوهش، آزمایشی از نوع پیشآزمون/ پسآزمون با گروه پلاسیبو و جایگزینی تصادفی بود. نمونه پژوهش شامل 20 دانشآموز پسر نارساخوان 8 تا 10 ساله که معیارهای ورود ...
بیشتر
مقدمه: این پژوهش بهمنظور بررسی تأثیر تحریک مستقیم الکتریکی مغز از روی جمجمه و آموزش آگاهی واجشناختی بر روی بعد دیداری/فضایی حافظه کاری کودکان نارساخوان انجام شد. روش: طرح این پژوهش، آزمایشی از نوع پیشآزمون/ پسآزمون با گروه پلاسیبو و جایگزینی تصادفی بود. نمونه پژوهش شامل 20 دانشآموز پسر نارساخوان 8 تا 10 ساله که معیارهای ورود به مطالعه را داشتند، بود. دو نوع تحریک آندی و ساختگی با شدتجریان 5/1 میلیآمپر به مدت 20 دقیقه و 15 دقیقه آموزش آگاهی واجشناختی بر 20 نفر شرکتکننده طی 10 جلسه ارائه گردید. شرکتکنندگان قبل و بعد از تحریک با تکلیف انبک و آزمون خواندن شیرازی و نیلی پور مورد سنجش قرار گرفتند. دادههای این پژوهش با آزمون تحلیل کوواریانس و نرمافزار SPSS.19 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد تحریک آندی، تأثیر معناداری در بهبود عملکرد فرد در بعد دیداری/فضایی حافظه کاری نسبت به گروه تحریک ساختگی (پلاسیبو) دارد. نتیجهگیری: درمجموع مطالعه حاضر نشان داد که تحریک آندی سبب بهبود عملکرد فرد در حافظه دیداری/فضایی شده و در پی آن منجر به بهبود مشکل نارساخوانی در کودکان شده است.
عماد آذر؛ ایمان الله بیگدلی؛ مسعود فضیلت پور؛ سعیده خسروی
چکیده
مقدمه: تفکر به عنوان یکی از کارکردهای عالی شناختیهمواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. گیلفورد با تقسیم بندی تفکر به دو نوع واگرا و همگرا تاثیر شگرفی بر پژوهش های تجربی تفکر خلاق داشته است. باند فرکانسی آلفا در محدوده 12-8 هرتز با کارکردهای شناختی مانند خلاقیت در ارتباط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی افزایش و کاهش تغییرات توان ...
بیشتر
مقدمه: تفکر به عنوان یکی از کارکردهای عالی شناختیهمواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. گیلفورد با تقسیم بندی تفکر به دو نوع واگرا و همگرا تاثیر شگرفی بر پژوهش های تجربی تفکر خلاق داشته است. باند فرکانسی آلفا در محدوده 12-8 هرتز با کارکردهای شناختی مانند خلاقیت در ارتباط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی افزایش و کاهش تغییرات توان باند آلفا (همگام سازی و ناهمگام سازی وابسته به رویداد ) در دو نوع متفاوت تفکر واگرا و همگرا بود. روش: نمونه مورد مطالعه در این پژوهش شامل 38 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد ( 19 مرد، 19 زن ) بود که با توجه به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب گردیدند. امواج مغزی با استفاده از یک دستگاه 19 کاناله در حین انجام تکالیف تفکر واگرا و همگرا ثبت و تغییرات توان باند آلفا با استفاده از نرم افزار متلب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: فعالیت امواج آلفا در موقعیت تفکر واگرا از نواحی قدامی به نواحی خلفی با پدیده همگام سازی روبه رو بوده است، در حالی که در موقعیت تفکر همگرا کاهش توان باند آلفا در نواحی خلفی در مقایسه با نواحی قدامی مغز مشاهده شد. نتیجه گیری: فعالیت امواج آلفا به صورت قابل توجهی در تکالیف تفکر واگرا با افزایش همراه است که این افزایش فعالیت در نواحی خلفی مغز با افزایش توان بالاتری همراه است، در مقابل تکالیف مرتبط با تفکر همگرا کاهش فعالیت را از نواحی قدامی به نواحی خلفی نشان داد..
حسن یعقوبی؛ سید قاسم سید هاشمی؛ احسان بدایت؛ امیر بابالو
چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سیستم فعالساز رفتاری و اعتیاد به تمرینات ورزشی با واسطه گری مشکلات تنظیم هیجانی صورت گرفت. روش: این پژوهش از نوع توصیفی بود که 300 نفر (181 پسر و 119 دختر) از ورزشکاران پرورش اندام شهرستان خوی در سال تحصیلی 97-1396 به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بر اساس منطقه شهری ...
بیشتر
مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی رابطه بین سیستم فعالساز رفتاری و اعتیاد به تمرینات ورزشی با واسطه گری مشکلات تنظیم هیجانی صورت گرفت. روش: این پژوهش از نوع توصیفی بود که 300 نفر (181 پسر و 119 دختر) از ورزشکاران پرورش اندام شهرستان خوی در سال تحصیلی 97-1396 به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بر اساس منطقه شهری و باشگاه انتخاب شده و سیاهه اعتیاد به تمرین-فرم کوتاه، مقیاس سیستم های فعالسازی/ بازداری رفتاری، پرسشنامه دشواری در تنظیم هیجان را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که بین مشکلات تنظیم هیجانی و سیستم فعالساز رفتاری با اعتیاد به تمرینات ورزشی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد، اما با سیستم بازداری رفتاری رابطه معناداری یافت نشد. مدل ارائه شده از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار بوده و سیستم فعالساز رفتاری با اثر مستقیم (001/0pنتیجه گیری: یافته های این مطالعه ضرورت توجه به سیستم فعالساز رفتاری به عنوان یک متغیر زیستی بنیادی و مشکلات تنظیم هیجانی به صورت میانجی در آسیب پذیری ورزشکاران پرورش اندام در اعتیاد به تمرینات ورزشی نشان می دهند..
بیتا هاشمی هشجین؛ طیبه شریفی؛ شهرام مشهدی زاده؛ رضا احمدی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و رواسازی پرسشنامه مهارتهای عصب روانشناختی فرم معلم کودکان پیشدبستانی شهراصفهان انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیهی کودکان مقطع پیشدبستانی شهر اصفهان می باشد. حجم نمونه موردنظر با توجه به فرمول کوکران 374 کودک پیش دبستانی تعیین شد، که بدلیل آنلاین بودن پرسشنامه ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف ساخت و رواسازی پرسشنامه مهارتهای عصب روانشناختی فرم معلم کودکان پیشدبستانی شهراصفهان انجام شد. روش: روش این پژوهش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیهی کودکان مقطع پیشدبستانی شهر اصفهان می باشد. حجم نمونه موردنظر با توجه به فرمول کوکران 374 کودک پیش دبستانی تعیین شد، که بدلیل آنلاین بودن پرسشنامه متعاقب محدودیت های کرونایی 410 کودک بر اساس روش نمونه گیری خوشهای دو مرحلهای انتخاب شدند و توسط معلمین پیش دبستانی تکمیل گردید. داده ها با استفاده از روش تحلیل عامل اکتشافی از طریق تحلیل مولفه های اصلی بر روی داده ها و چرخش عاملها به روش متعامد از نوع واریماکس و تحلیل عامل تاییدی جهت تایید عامل ها تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: نتایج، تایید کننده روایی صوری و محتوایی، تشخیصی و روایی سازه بود. پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 921/0 و ضریب تنصیف برابر با 843/0 حاصل گردید ، نقطه برش بالینی آزمون 2/86 بدست آمد. نتایج تحلیل عامل اکتشافی به دست آمده در مرتبه اول، هجده عامل و در مرتبه دوم پنج عامل با ارزش ویژه بزرگتر از یک استخراج شد که به ترتیب 58/83 و 59/85 درصد از واریانس کل مقیاس را تبیین می کنند، همچنین بارهای عاملی در همه سؤالات در تحلیل عاملی تأییدی بالاتر از 4/0و معنی دار به دست آمده است)001/0>p). نتیجه گیری: این ابزار از پایایی و روایی مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش مهارتهای عصب_روانشناختی در کودکان پیش دبستانی مورد استفاده قرار گیرد.
علیرضا شکرگزار؛ یاسمین نکونام؛ فرخنده نیکخواه
چکیده
هدف: این مطالعه به دنبال تعیین اثربخشی نوروفیدبک برکیفیت خواب و اضطراب افراد در دوران کرونا بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مراجعه کنندگان مراکز مشاوره وروانشناسی منطقه 5 تهران در سال 1399 بود. در پژوهش حاضر، جهت انجام نمونهگیری، تعداد 18 نفر به صورت دردسترس از مرکز مشاوره روانشناسی ندای درون انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل ...
بیشتر
هدف: این مطالعه به دنبال تعیین اثربخشی نوروفیدبک برکیفیت خواب و اضطراب افراد در دوران کرونا بود. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مراجعه کنندگان مراکز مشاوره وروانشناسی منطقه 5 تهران در سال 1399 بود. در پژوهش حاضر، جهت انجام نمونهگیری، تعداد 18 نفر به صورت دردسترس از مرکز مشاوره روانشناسی ندای درون انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکتکنندگان با مقیاس کیفیت خواب پیترزبورگ (1989) پرسشنامه اضطراب بک (1988) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس شرکتکنندگان گروه آزمایش طی 15 جلسه یک ساعته تحت درمان نوروفیدبک قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: یافتهها نشان داد تفاوت بین گروه کنترل و آزمایشی در مولفههای کیفیت ذهنی خواب، اختلالات خواب، داروهای خواب آور و اختلال عملکرد روزانه موثر بوده و به عبارت دیگر درمان نروفیدبک باعث کاهش نمرات این مولفهها شده است، ولی این درمان بر سایر مولفهها اثر معنیداری نداشت و همچنین مقدار نمرات اضطراب در پس آزمون گروه آزمایشی به شکل معنیداری کاهش یافت.نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی درمان نوروفیدبک بر افزایش کیفیت خواب و کاهش اضطراب افراد، میتوان در قالب برنامههای درمانی به طور کاربردی از این روش درمانی در شرایط کرونا استفاده کرد.
حسین ابراهیمی مقدم؛ میترا گلزاری
دوره 1، شماره 2 ، آذر 1394، ، صفحه 68-76
چکیده
مقدمه: هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه سرعت یادگیری و انتقال اطلاعات در نیمکرههای مغز دختران و پسران دانشجو است. روش: در این پژوهش تعداد 60 نفر (30 دختر و 30 پسر) از دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن که در نیمسال اول تحصیلی 1394-1393درس روانشناسی تجربی داشتند انتخاب شدند و حجم نمونه را تشکیل دادند. برای سنجش عملکرد نیمکرههای ...
بیشتر
مقدمه: هدف اصلی پژوهش حاضر مقایسه سرعت یادگیری و انتقال اطلاعات در نیمکرههای مغز دختران و پسران دانشجو است. روش: در این پژوهش تعداد 60 نفر (30 دختر و 30 پسر) از دانشجویان روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن که در نیمسال اول تحصیلی 1394-1393درس روانشناسی تجربی داشتند انتخاب شدند و حجم نمونه را تشکیل دادند. برای سنجش عملکرد نیمکرههای مغز در این آزمون از دستگاه ترسیم در آینه استفاده شد تا معلوم گردد انتقال اثر صورت میگیرد. دادهها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس یکراهه و نرمافزار SPSS16 تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد که بین جنسیت و میزان انتقال اطلاعات در نیمکرههای مغز رابطه معناداری وجود ندارد که نشان میدهد انتقال اثر در هر دو جنس صورت گرفته است. این در حالی است که جنسیت بر روی سرعت یادگیری اثر معناداری دارد. نتیجهگیری: بهطور کلی، میتوان نتیجه گرفت که سرعت یادگیری در دختران سریعتر از پسران است.
عصب روانشناسی شناختی
زهرالک هندری؛ مائده دلیر؛ نرگس کریمی
چکیده
چکیده: هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات حس عمقی بر کارکردهای اجرایی و عملکرد تعادلی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی در یک مطالعه با پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان اختلال هماهنگی رشدی شهرستان الیگودرز بود که از بین آنها 28 نفر (14 نفر گروه تجربی، 14 نفر گروه کنترل) بر اساس برآورد حجم نمونه جی پاور انتخاب و با انجام ...
بیشتر
چکیده: هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات حس عمقی بر کارکردهای اجرایی و عملکرد تعادلی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی در یک مطالعه با پیگیری یکماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان اختلال هماهنگی رشدی شهرستان الیگودرز بود که از بین آنها 28 نفر (14 نفر گروه تجربی، 14 نفر گروه کنترل) بر اساس برآورد حجم نمونه جی پاور انتخاب و با انجام آزمون n-back (حافظه کاری)، دستهبندی کارتهای ویسکانسین (انعطافپذیری شناختی)، لکلک اصلاحشده (تعادل ایستا) و آزمون راه رفتن پاشنه به پنجه (تعادل پویا) بهصورت پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری در این پژوهش شرکت کردند. گروه تجربی طی 8 هفته، هر هفته 2 جلسه 40 دقیقهای برنامه مداخلهای حس عمقی را دریافت کردند؛ اما گروه کنترل، فعالیتهای معمول مدرسه را انجام دادند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب با اندازهگیری تکراری در سطح معنیداری 05/0 p≤ انجام شد. نتایج نشان داد اثر تمرینات حس عمقی بر حافظه کاری (001/0=P)، انعطافپذیری شناختی (001/0=P)، تعادل ایستا و پویا (001/0=P) معنادار است و شرکتکنندگان گروه تجربی عملکرد بهتری در مراحل پسآزمون (001/0=P) و پیگیری (001/0=P) نسبت به گروه کنترل داشتند. با توجه به یافتهها به نظر میرسد تمرینات حس عمقی مداخلهای سودمند جهت بهبود کارکردهای اجرایی و عملکرد تعادلی در کودکان با اختلال هماهنگی رشدی است؛ بنابراین پیشنهاد میشود از این تمرینات در برنامههای تربیتبدنی مدارس و مراکز توانبخشی استفاده شود.
عصب روانشناسی
عابد مهدوی؛ منیژه نوری؛ لادن ولی زاده داودی؛ هدی قرائیان؛ زهرا رمضانپور سبحانی؛ یاسر حیدری؛ ابتسام فرج اله زاده
چکیده
هدف: اختلال نقصتوجه-بیشفعالی(ADHD) یکی از شایعترین اختلالات عصبی-رشدی است که با علائم بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری مشخص میشود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه آموزشی فراتفکر مبتنی بر شبیهسازی ذهنی-مغزی (MTMBS) و هنردرمانی با گِل رُس(CAT) بر بهبود تنظیم هیجان در نوجوانان مبتلا به ADHD انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی ...
بیشتر
هدف: اختلال نقصتوجه-بیشفعالی(ADHD) یکی از شایعترین اختلالات عصبی-رشدی است که با علائم بیتوجهی، بیشفعالی و تکانشگری مشخص میشود. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی برنامه آموزشی فراتفکر مبتنی بر شبیهسازی ذهنی-مغزی (MTMBS) و هنردرمانی با گِل رُس(CAT) بر بهبود تنظیم هیجان در نوجوانان مبتلا به ADHD انجام شد. روش: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی از نوع نیمهآزمایشی بود که در آن 45 نوجوان مبتلا به ADHD به طور تصادفی در سه گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر (2004) و پرسشنامه درجهبندی کانرز فرم والدین(1978) استفاده شد. مداخلات آموزشی به مدت 8 و 16جلسه 90 دقیقهای اجرا شدند. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیری و آزمون تعقیبی بنفرونی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی در بهبود تنظیم هیجان نوجوانان مبتلا به ADHD اثربخش بودند. تجزیه و تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که 80 تا 83 درصد از تغییرات در مؤلفههای تنظیم هیجان تحت تأثیر مداخلات درمانی قرار داشت(0.05>P). با این حال، تفاوت معناداری در اثربخشی دو روش درمانی مشاهده نشد(0.05<P). نتیجهگیری: براساس یافتههای بدست آمده هر دو رویکرد درمانی به طور یکسان در بهبود تنظیم هیجان نوجوانان مبتلا به ADHD مؤثر هستند. این نتایج پیامدهای مهمی برای ارائه مداخلات درمانی مبتنی بر شواهد برای این گروه از بیماران دارد و میتواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان آنها کمک کند.
عصب روانشناسی
مهرک رضایی؛ تورج هاشمی؛ لیلا شاطری
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود زمان واکنش، برنامهریزی و بازداری از پاسخ در بیماران دوقطبی صورت گرفت. این پژوهش باتوجه به هدف، کاربردی و با توجه به شیوه جمعآوری دادهها از نوع طرحهای نیمهآزمایشی با پیشآزمون -پسآزمون و گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مراجعهکننده ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی توانبخشی شناختی بر بهبود زمان واکنش، برنامهریزی و بازداری از پاسخ در بیماران دوقطبی صورت گرفت. این پژوهش باتوجه به هدف، کاربردی و با توجه به شیوه جمعآوری دادهها از نوع طرحهای نیمهآزمایشی با پیشآزمون -پسآزمون و گروه کنترل نابرابر بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به اختلال دوقطبی مراجعهکننده بـه متخصصان روانپزشکی، درمانگاهها و مراکز تخصصی خدمات روانپزشکی شهر تبریز در سال 1401 (مهرماه تا اسفندماه) بود که از این جامعه، نمونهای به تعداد 40 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (20 نفر در هر گروه) به تصادف جایگزین شدند. جهت اندازه-گیری متغیرها، از مقیاس سنجش مانیای یانگ، آزمون دیداری عملکرد پیوسته (CPT-V)، دستگاه کرونسکوپ (زمان واکنش)، آزمون برج لندن استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه، فنون توانبخشی شناختی را دریافت نمود و برای گروه کنترل هیچ مداخلهای اعمال نشد. در نهایت، مرحله پسآزمون به مرحله اجرا گذارده شد. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که توانبخشی شناختی بر بهبود زمان واکنش، برنامهریزی و بازداری از پاسخ در بیماران دوقطبی اثربخش است. مبتنی بر یافتهها میتوان بیان داشت که در بهبود تواناییهای شناختی بیماران دوقطبی، به کارگیری مداخلات توانبخشی میتواند زمینهساز شرایط مساعد برای سایر مداخلات درمانی باشد.
علیرضا لطفی؛ علی رضا رجائی؛ ،مهدی نیری
چکیده
مقدمه:مطالعات متعدد نشان میدهد ابتلا به ویروس کرونا که باعث سندرم زجر تنفسی حاد و بیماری کووید-19 میشود، میتواند منجر به تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی (CNS) شود و برخی از افراد مبتلا به این بیماری ممکن است تا مدتها پس از بهبودی، علائم اختلالات نوروپسیکولوژیک را نشان دهند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای نوروپسیکولوژیک ...
بیشتر
مقدمه:مطالعات متعدد نشان میدهد ابتلا به ویروس کرونا که باعث سندرم زجر تنفسی حاد و بیماری کووید-19 میشود، میتواند منجر به تغییراتی در سیستم عصبی مرکزی (CNS) شود و برخی از افراد مبتلا به این بیماری ممکن است تا مدتها پس از بهبودی، علائم اختلالات نوروپسیکولوژیک را نشان دهند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای نوروپسیکولوژیک بیماران بهبود یافته از بیماری و جمعیت سالم انجام شد. روش شناسی: این پژوهش در قالب طرح علیمقایسهای انجام شد. نمونه پژوهش متشکل از 65 بیمار بهبود یافته از کووید-19 بود که به روش هدفمند از میان افرادی که در پاییز و زمستان 1400 در مراکز درمانی شهر مشهد مورد پذیرش و درمان قرارگرفته بودند انتخاب و با 65 فرد سالم مقایسه شدند. برای جمعآوری دادهها از آزمونهای رایانهای N-Back ، استروپ رنگی ، طبقهبندی کارتهای ویسکانسین و تکلیف برو/ نرو استفاده شد. دادهها به وسیله آزمون کالموگروف-اسمیرنف و منویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج نشان داد کارکردهای نوروسایکولوژیک شامل حافظه فعال، بازداریشناختی ، بازداری رفتاری (بهجز شاخص خطای حذف در تکلیف برو/نرو) و انعطافپذیری شناختی میان بیماران بهبودیافته از کرونا و افراد غیرمبتلا از تفاوت معناداری برخوردار است. نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهند که بدکارکردیهای نوروپسیکولوژیک در میان بهبودیافتهگان از بیماری کرونا بیشتر از افراد غیرمبتلا است و این نقایص ممکن است تأثیرات منفی طولانیمدت بر عملکرد مبتلایان بهبودیافته داشته باشد، لذا میتوانند به عنوان اهداف مهمی در درمان و توانبخشی این بیماران مورد توجه قرار گیرند.
عصب روانشناسی
مرتضی همایون نیا فیروزجاه؛ مرتضی پورآذر؛ مونا رضایی؛ علی آبادیان
چکیده
زمینه: کارکردهای اجرایی در کودکان دبستانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است زیرا میتواند دارای نقش تعیینکنندهای در بهبود عملکرد کودکان در مدرسه و حتی برای آینده آنها باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازیهای رایانهای و بازیهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان مقطع ابتدایی بود. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع نیمه ...
بیشتر
زمینه: کارکردهای اجرایی در کودکان دبستانی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است زیرا میتواند دارای نقش تعیینکنندهای در بهبود عملکرد کودکان در مدرسه و حتی برای آینده آنها باشد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر بازیهای رایانهای و بازیهای حرکتی بر کارکردهای اجرایی دانشآموزان مقطع ابتدایی بود. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود. جامعۀ آماری تمامی دانش آموزان ابتدایی 7 تا 9 ساله مدارس شهرستان بابل در سال 1401 بودند. برای انتخاب نمونه از طریق نمونهگیری تصادفی سه مدرسه انتخاب شدند. تعداد 15 نفر از هر مدرسه به طور تصادفی در سه گروه (بازیهای حرکتی، بازیهای رایانهای و کنترل) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه کارکردهای اجرایی BRIEF بود. برنامههای گروه حرکتی و رایانه ای برای مدت 12 جلسه (4 هفته و سه جلسه در هفته) انجام گردید. گروه کنترل برنامههای معمول خود را ادامه دادند. آزمون تحلیل کوواریانس و همچنین آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0 < p اجرا شدند. یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد با در نظر گرفتن نمرههای پیشآزمون به عنوان متغیر کنترل، مداخلات تمرینی(بازیهای رایانهای و بازیهای حرکتی) موجب تفاوت معنادار بین گروههای آزمایش و کنترل شد. بر اساس نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی، تفاوت در متغیر کارکردهای اجرایی بین دو گروه تجربی با گروه کنترل معنادار(001/0 p<) ولی با یکدیگر غیر معنادار بود(05/0 p>). نتیجهگیری: میتوان با برنامهریزی مناسب در مدارس از بازیهای حرکتی و رایانهای به عنوان گزینهای کاربردی در راستای ارتقای کارکردهای اجرایی کودکان استفاده کرد.
زهرا قنبری زرندی؛ جعفر حسنی؛ شهرام محمدخانی؛ محمد حاتمی
دوره 4، شماره 13 ، شهریور 1397، ، صفحه 47-66
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی_رفتاری و سطوح احساس تنهایی بود.روش:در این پژوهش از طرح عاملی گروه های نامعادل استفاده شد.جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اعتیاد شهر کرمان بودند که در بازه زمانی سال 95-96 جهت ترک اعتیاد به کلینیک ها و مراکز درمانی مراجعه ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مقایسه دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف بر اساس حساسیت سیستم های مغزی_رفتاری و سطوح احساس تنهایی بود.روش:در این پژوهش از طرح عاملی گروه های نامعادل استفاده شد.جامعه پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به اعتیاد شهر کرمان بودند که در بازه زمانی سال 95-96 جهت ترک اعتیاد به کلینیک ها و مراکز درمانی مراجعه کردند. نمونه اولیه پژوهش، شامل 580 نفر بود که با روش دردسترس انتخاب شدند. طبق نمره احساس تنهایی و سیستم های مغزی_رفتاری، گروه هایی تعیین شد که هر گروه بین 21 تا 24 آزمودنی را شامل شد.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه عقاید وسوسه انگیز،پرسشنامه پنج عاملی جکسون، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و مقیاس احساس تنهایی استفاده شد.برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری(دوراههی عاملی) و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که اثر اصلی سیستم های مغزی رفتاری بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار است، اما اثر اصلی احساس تنهایی بر دشواری تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار نیست.اثر تعاملی احساس تنهایی و سیستم های مغزی_رفتاری بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف معنادار بود.در میان گروه های تعیینشده بر اساس شدت فعالیت سه سیستم های مغزی_رفتاری، بیشترین میزان وسوسه مصرف در گروه FFFS بالا و کمترین آن در FFFS پایین بود. نتیجه گیری:در مجموع، تاثیر احساس تنهایی بر دشواری در تنظیم هیجان و وسوسه مصرف زمانی تشدید و معنادار می شود که اثر تعاملی احساس تنهایی و FFFS بالا مورد بررسی قرار گیرد.