عبدالواحد نرماشیری؛ حمیدرضا اشرفی؛ زینب رستمی؛ علی باقری فر؛ گیتی همتی راد
دوره 3، شماره 11 ، اسفند 1396، ، صفحه 143-158
چکیده
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز بر بهبودسرعت پردازش در توجه افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه شهر تهران صورت گرفته است. روش: این پژوهش شبه آزمایشی و به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه بین سنین 15 تا 18 سال شهر تهران در سال 1396 تشکیل ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز بر بهبودسرعت پردازش در توجه افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه شهر تهران صورت گرفته است. روش: این پژوهش شبه آزمایشی و به صورت پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه بین سنین 15 تا 18 سال شهر تهران در سال 1396 تشکیل میدادند که تعداد 30 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. از جامعه آماری تعداد 30 نفر در گروه آزمایش و 30 نفر کنترل با روش نمونه گیری در دسترس و به صورت تصادفی انتخاب و گمارش شدند. برای گروه آزمایش مداخله تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامه وندریوتا و تکلیف کامپیوتری اجرای همزمان دیداری و شنیداری (IVA) بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون کوواریانس تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج تحقیق پس از مداخله نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل در متغیر سرعت پردازش توجه (دیداری و شنیداری) تفاوت معنیداری وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت تحریک الکتریکی مستقیم فراقشری مغز در بر بهبود سرعت پردازش توجه در افراد مبتلا به بیش فعالی و نقص توجه مؤثر است.
الهام قربانیان؛ مرضیه علیوندی وفا؛ مهدی فرهودی؛ محمدعلی نظری
چکیده
مقدمه:امروزه سکته مغزی از شایعترین بیماری های نورولوژیک ناتوان کننده در جهان است.بروز عوارض شناختی یکی از مشکلات شایع در افراد مبتلا به سکته مغزی است.از این رو این مطالعه با هدف بررسی تاثیر توانبخشی شناختی رایانه محور بر عملکرد حافظه فعال بیماران مبتلا به سکته مغزی انجام گرفت.روش: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش ...
بیشتر
مقدمه:امروزه سکته مغزی از شایعترین بیماری های نورولوژیک ناتوان کننده در جهان است.بروز عوارض شناختی یکی از مشکلات شایع در افراد مبتلا به سکته مغزی است.از این رو این مطالعه با هدف بررسی تاثیر توانبخشی شناختی رایانه محور بر عملکرد حافظه فعال بیماران مبتلا به سکته مغزی انجام گرفت.روش: مطالعه حاضر یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل است. در این پژوهش30 بیمار 30 تا 65 ساله مبتلا به سکته مغزی که ملاک های ورود به پژوهش را داشتند،به صورت تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل تقسیم شدند.افراد گروه آزمایش، با استفاده از نرمافزار توانبخشی شناختی Captain’s Log،21 جلسه آموزش دیدند و افراد گروه کنترل در آن دوره هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند.در این پژوهش آزمون حافظه فعال وکسلر(مقیاس حافظه عددی)و آزمون حافظه کاری فضایی کمبریج در پیش آزمون و پسآزمون به کار رفت.یافته ها:نتایج تحلیل انکوا حاکی از آن است که تفاوت معناداری بین میانگین نمرات حافظه فعال گروه آزمایش و گروه کنترل در پسآزمون وجود دارد.نتیجه گیری:یافته ها نشان داد که توانبخشی شناختی رایانه محور،حافظه فعال مبتلایان به سکته مغزی را بهبود می بخشد و میتوان از آن به عنوان روش موثر و مفیدی برای بهبود عملکرد حافظه این گونه بیماران سود جست.
سپیده حسنی؛ مژگان سپاه منصور
دوره 4، شماره 12 ، خرداد 1397، ، صفحه 175-186
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی تحریک فراجمجمهای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(tDCS) بر فعالسازی و بازداری در تیپ شخصیتی A و B انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که بصورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیامنور واحد تهران جنوب ...
بیشتر
مقدمه: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی تحریک فراجمجمهای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(tDCS) بر فعالسازی و بازداری در تیپ شخصیتی A و B انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی بود که بصورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان دانشگاه پیامنور واحد تهران جنوب بودند که در سال تحصیلی 95-96 مشغول به تحصیل بودند و تعداد کل نمونه شامل 40 نفر از افرادی که در پرسشنامه تیپ شخصیتی A و B امتیاز تیپ شخصیتی A را بدست آوردهاند و همچنین در پرسشنامه تیپ شخصیتی A و B امتیاز تیپ شخصیتی B را کسب کردهاند که به شیوه نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری دادههای آماری تحقیق از پرسشنامه تیپ شخصیتی A یا Bو پرسشنامه شخصیتی گری- ویلسون(1989)، استفاده گردیده است. روش اجرا تحریک فراجمجمهای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(tDCS)در این تحقیق به صورت 10 جلسه 20 دقیقه ای تحریک الکتریکی کورتکس مغز بود که فاصله بین جلسات 24 ساعت بود. یافته ها: تحلیل نتایج حاکی از اثربخشی تحریک فراجمجمهای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(tDCS) بر فعالسازی و بازداری در تیپ شخصیتی A و B بود. نتیجه گیری: تحریک فراجمجمهای مغز با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی(tDCS)بر بازداری رفتاری دانشجویان با تیپ شخصیتی A و فعالسازی رفتاری دانشجویان با تیپ رفتاری B تأثیر معنادار دارد.
عصب روانشناسی
فهیمه حمزه نژادی؛ فریبرز باقری؛ محمد حاتمی؛ فریبرز درتاج
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی خودتنظیمی رفتارتوجهی بر حافظه کاری، نارسایی توجه و بیشفعالی کودکان انجام شد. روش: این پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیشآزمون– پسآزمون با گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، شامل کلیه کودکان 7 تا 12 ساله مبتلا به نارسایی توجه و بیشفعالی بود که در سال تحصیلی 99-1398 به مراکز مشاوره ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی خودتنظیمی رفتارتوجهی بر حافظه کاری، نارسایی توجه و بیشفعالی کودکان انجام شد. روش: این پژوهش به روش آزمایشی با طرح پیشآزمون– پسآزمون با گروه آزمایش و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری، شامل کلیه کودکان 7 تا 12 ساله مبتلا به نارسایی توجه و بیشفعالی بود که در سال تحصیلی 99-1398 به مراکز مشاوره و روانشناسی منطقه 5 تهران مراجعه کرده و تحت درمان دارویی ریتالین قرار داشتند. نمونهگیری به روش تصادفی ساده انجام شد. سپس از میان 40 نفر که بیشترین علائم بیشفعالی- نارسایی توجه و کمترین نمره را در حافظه کاری کسب کردند، به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش جداگانه در 8 جلسه هفتگی 60 دقیقهای مداخله پژوهش شرکت کردند و گروه کنترل در لیست انتظار ماند. ابزار اندازهگیری پژوهش شامل پرسشنامه علایم مرضی کودکان (CSI-4) و مقیاس سنجش حافظه کاری آلوی و همکاران (2008) بود. دادههای آماری به کمک تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته-ها: یافتهها حاکی از آن است که مداخلههای خودتنظیمی رفتارتوجهی برحافظهکاری و کاهش نشانگان نارسایی توجه- بیشفعالی کودکان مؤثر است. نتیجهگیری: آموزش مهارتهای خودتنظیمی رفتارتوجهی تأثیر چشمگیری بر حافظه کاری کودکان ADHD داشت.
عصب روانشناسی
محدثه فلاح زاده ابرقویی؛ فرنگیس دمهری؛ محسن سعیدمنش
چکیده
مقدمه: کودکان دارای تاخیر تحول زبان در مقایسه با همتایان سنی خود، تواناییهای زبانی پایینتر از سطح مورد انتظار نشان میدهند و مشکلاتی را در زندگی روزمره خود دارند. لذا هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامهی عصبروانشناختی کودک محور تلفیقی با تنظیمهیجان بر تنظیم هیجان، عزتنفس و عملکرد زبان در کودکان دارای تاخیر تحول زبان بود. ...
بیشتر
مقدمه: کودکان دارای تاخیر تحول زبان در مقایسه با همتایان سنی خود، تواناییهای زبانی پایینتر از سطح مورد انتظار نشان میدهند و مشکلاتی را در زندگی روزمره خود دارند. لذا هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامهی عصبروانشناختی کودک محور تلفیقی با تنظیمهیجان بر تنظیم هیجان، عزتنفس و عملکرد زبان در کودکان دارای تاخیر تحول زبان بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 کودک 4تا8 سال دارای تاخیر تحول زبان شهرستان یزد به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش تقسیم شدند. ابزار جمع آوری دادهها مقیاس تنظیم هیجان شیلدز و چیکتی (1995)، پرسشنامه عزت نفس عزیزی مقدم (1386) و آزمون سنجش رشد نیوشا(ملایری و همکاران، 1387) بود. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با استفاده از آزمون تحلیل کوریانس چند متغیره و تک متغیره با نرم افزارSPSS-26 انجام گرفت. یافتهها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که برنامه ی عصب روانشناختی کودک محور تلفیقی با تنظیم هیجان بر تنظیم هیجان (50.137f=)، عزت نفس(76.701f=)و عملکرد زبان (111.93f=) بگونهای معنادار اثربخش بوده است(05/0> P). نتیجه گیری: نتیجه گیری کلی نشان داد که برنامه ی عصب روانشناختی کودک محور تلفیقی با تنظیم هیجان بر تنظیم هیجان، عزت نفس و عملکرد زبان در کودکان دارای تاخیر تحول زبان موثر می باشد و قابلیت ارتقاء عملکرد زبان و مدیریت هیجانات و خودپنداره را در گروه مورد مطالعه دارا میباشد.
عصب روانشناسی
محمدرضا نوروزی همایون؛ محمد حاتمی نژاد؛ اسماعیل صدری دمیرچی
چکیده
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان گروهی سایکودراما و بازیدرمانی شناختی رفتاری بر روی کارکردهای اجرایی (حافظه فعال، بازداری پاسخ، انعطافپذیری شناختی و خودتنظیمی هیجانی) در دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل میباشد. جامعه آماری این پژوهش کلیهی ...
بیشتر
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان گروهی سایکودراما و بازیدرمانی شناختی رفتاری بر روی کارکردهای اجرایی (حافظه فعال، بازداری پاسخ، انعطافپذیری شناختی و خودتنظیمی هیجانی) در دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با پیشآزمون - پسآزمون و گروه کنترل میباشد. جامعه آماری این پژوهش کلیهی دانشآموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی در شهر اردبیل در سال تحصیلی 1402-1401 را شامل شد. نمونهی این پژوهش شامل 45 نفر از دانشآموزانی که دارای اختلال اضطراب اجتماعی بودند تشکیل میدهند که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند و در 3 گروه قرار داده شدند که هر گروه شامل 15 آزمودنی بود (سایکودراما 15 نفر، بازیدرمانی شناختی رفتاری 15 نفر و کنترل 15 نفر). هر آزمودنی بهصورت تصادفی در 2 گروه درمان (سایکودراما، بازیدرمانی شناختی رفتاری) و کنترل قرارگرفته شدند. ابزار و پرسشنامه این پژوهش شامل آزمون دستهبندی کارتهای ویسکانسین و پرسشنامه تنظیم هیجانی گراس و جان (2003) بود. یافتهها: نتایج نشان داد که درمان گروهی سایکودراما و بازیدرمانی شناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی و تنظیم هیجان دانش آموزان پسر مبتلا به اضطراب اجتماعی مؤثر میباشد در سطح معناداری (0.05)؛ در میان نمرات پیشآزمون و پسآزمون گروه کنترل تفاوت معناداری یافت نشد. نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی نیز نشان داد که اثربخشی درمان سایکودراما در بهبود بخشیدن کارکردهای اجرایی و تنظیم هیجانی مؤثرتر میباشد. نتیجهگیری: با توجه به جلسات و نتایج بهدستآمده درمان گروهی سایکودراما و بازیدرمانی شناختی رفتاری در بهبود کارکردهای اجرایی تأثیر مثبت داشت.
روانشناسی
ثریا علیپور؛ آذر کیامرثی؛ سامره اسدی مجره؛ بهمن اکبری
چکیده
هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی درمان ترکیبی شناختی-رفتاری و نوروفیدبک برکاهش عود در سوءمصرفکنندگان مواد محرک دارای نشانههای افسردگی است. روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. تمامی مردان سوءمصرف کننده مواد مراجعه کننده به مرکز درمان سوءمصرف مواد سپاهان منطقه 1 شهر تهران ...
بیشتر
هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین اثربخشی درمان ترکیبی شناختی-رفتاری و نوروفیدبک برکاهش عود در سوءمصرفکنندگان مواد محرک دارای نشانههای افسردگی است. روش: پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون و دوره پیگیری دو ماهه انجام شد. تمامی مردان سوءمصرف کننده مواد مراجعه کننده به مرکز درمان سوءمصرف مواد سپاهان منطقه 1 شهر تهران در سال 1402 جمعیت آماری پژوهش را تشکیل دادند. با روش نمونه گیری در دسترس و مبتنی بر هدف از بین سوءمصرفکنندگان مواد دارای معیارهای ورود به پژوهش تعداد 36 نفر انتخاب و به شیوه تصادفی سازی در 2 گروه 18 نفری (گروه درمان ترکیبی در سوءمصرفکنندگان مواد محرک، گروه کنترل در سوءمصرفکنندگان مواد محرک) جایگزین شدند. گردآوری داده ها با چک لیست اطلاعات دموگرافیک-فرم محققساخته، پرسشنامه تجدیدنظر شده افسردگی و پرسشنامه خطر عود مصرف مواد انجام شد. تحلیل دادهها با روشهای آماری، آزمون پیش فرضهای آمار پارامتریک و آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر با نرمافزار آماری Spss-v26 انجام شد. یافتهها: نتایج نشان داد درمان ترکیبی در آزمودنیهای گروه آزمایش دو گروه سوءمصرفکننده مواد محرک بر کاهش میزان عود مصرف و ابعاد آن (قصد مصرف، مشکلات هیجانی، اجبار در مصرف، فقدان کنترل و انتظار مثبت از مصرف مواد) اثربخش است (05/0>P). نتیجهگیری: این مطالعه بیش از پیش نقش سازه های روانی-رفتاری را در مبتلایان به سوءمصرف مواد روشن ساخته و لزوم استفاده از رویکردهای درمانی ترکیبی (شناختی-رفتاری و نوروفیدبک) را بهمنظور تعدیل علائم در مبتلایان به سوءمصرف مواد آشکار میسازد.
مهدی صحراگرد؛ احمد علی پور؛ حسین زارع؛ رسول روشن
چکیده
هدف: هدف از این مطالعه اثربخشی توانبخشی شناختی به شیوه پاول بر بهبود کارکردهای اجرایی، حافظه و توجه جانبازان مبتلاء به اختلال PTSD است. روش: این مطالعه بر روی 24 جانباز مبتلا به اختلال PTSD در قالب دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جهت اجرای این پژوهش از آزمونهای PSSI، آزمون کارت های ویسکانسین، آزمون استروپ و آزمون حافظه فعال استفاده گردید. ...
بیشتر
هدف: هدف از این مطالعه اثربخشی توانبخشی شناختی به شیوه پاول بر بهبود کارکردهای اجرایی، حافظه و توجه جانبازان مبتلاء به اختلال PTSD است. روش: این مطالعه بر روی 24 جانباز مبتلا به اختلال PTSD در قالب دو گروه آزمایش و کنترل انجام شد. جهت اجرای این پژوهش از آزمونهای PSSI، آزمون کارت های ویسکانسین، آزمون استروپ و آزمون حافظه فعال استفاده گردید. تحلیل آماری این پژوهش به وسیله آزمون تحلیل کوواریانس صورت گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس نشان داد روش توانبخشی شناختی پاول بر بهبود خطای درجاماندگی، تعداد طبقات تکمیل شده، توالی، فراخنای فضایی رو به جلو و معکوس، خطای تداخل زمان و خطای تداخل اشتباهات موثر است. بحث و نتیجه گیری: درمان توانبخشی شناختی پاول بر بهبود کارکردهای اجرایی، حافظه و توجه جانبازان مبتلاء به اختلال PTSD مؤثر است.
بهمن حسین زاده؛ سیده ناهید شتاب بوشهری؛ محمدرضا دوستان
چکیده
مقدمه: هدف از این تحقیق بررسی تأثیر موسیقی بر یادگیری الگوهای فضایی و زمانی حرکات هماهنگیدودستی بود. روش: ابزار مورداستفاده در این پژوهش شامل: دستگاه هماهنگی دودستی، مترونوم و دستگاه پخشکننده موسیقی بود. آزمودنیهای پژوهش 60 دانشجوی راستدست پسر بدون سابقه نواختن ساز انتخاب شدند و در ششگروه 10نفری در قالب سه آزمایش قرارگرفتند. ...
بیشتر
مقدمه: هدف از این تحقیق بررسی تأثیر موسیقی بر یادگیری الگوهای فضایی و زمانی حرکات هماهنگیدودستی بود. روش: ابزار مورداستفاده در این پژوهش شامل: دستگاه هماهنگی دودستی، مترونوم و دستگاه پخشکننده موسیقی بود. آزمودنیهای پژوهش 60 دانشجوی راستدست پسر بدون سابقه نواختن ساز انتخاب شدند و در ششگروه 10نفری در قالب سه آزمایش قرارگرفتند. گروههای اول، سوم و پنجم به ترتیب ترسیم متقارن دودستی، ترسیم نامتقارن زمانی و ترسیم نامتقارن فضایی با موسیقی و گروههای دوم، چهارم و ششم گروههای جفتشده بدون موسیقی بودند. پیشآزمون شامل اجرای تکلیف هماهنگیدودستی با ریتم 100 ضرب مترونوم در 60 ثانیه بود. شرکتکنندگان سه جلسه تمرین در سهروز متوالی انجام دادند، پس از آن آزمونهای اکتساب و انتقال و 48 ساعت بعد یادداری بهعملآمدند. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل واریانس مرکب نشان داد که موسیقی همراه با تمرین باعث بهبود حرکات دودستی در تکالیف هماهنگی دودستی میشود ولی برای انتقال این تکالیف به حالت عکس تأثیر مثبتی ندارد. نتیجهگیری: بر اساس یافتهها با توجه به نوع تفاوت در الگوی حرکتی دودست در تکالیف هماهنگی دودستی، موسیقی مورد استفاده در این تحقیق باعث بهبود هماهنگی دودستی میشود
مسیب یارمحمدی واصل؛ احد احدی؛ خسرو رشید؛ رزیتا امانی
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر مطالعه تاثیر تحریک فراجمجمهای مستقیم مغز(tDCS) بر کاهش علائم اختلال اسکیزوفرنی مزمن بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح ABA بود. جامعه آماری کلیه افراد دارای اختلال اسکیزوفرنی مزمن بستری در مرکز درمان بیماران روانی گشت فومن بود. روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس بود که از بین آنها 6 نفر به صورت ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر مطالعه تاثیر تحریک فراجمجمهای مستقیم مغز(tDCS) بر کاهش علائم اختلال اسکیزوفرنی مزمن بود. روش: روش پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح ABA بود. جامعه آماری کلیه افراد دارای اختلال اسکیزوفرنی مزمن بستری در مرکز درمان بیماران روانی گشت فومن بود. روش نمونهگیری هدفمند و در دسترس بود که از بین آنها 6 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش مقیاس علائم مثبت و منفی اسکیزوفرنی(PANSS) و دستگاه تحریک بیرونی مغز به وسیله جریان مستقیم(tDCS) بود. یافتهها: یافتهها نشان داد اعمال TDCS آندی بر قشر خلفی - جانبی پیشپیشانی چپ بر کاهش علائم مثبت، منفی، ازهمگسیختگی و افسردگی افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی تاثیر دارد. نتیجهگیری: در مجموع میتوان گفت تحریک الکتریکی مستقیم با TDCS بر کاهش علائم اسکیزوفرنی مؤثر بود، بنابراین میتوان از این روش در درمان افراد مبتلا به اختلال اسکیزوفرنی مزمن استفاده کرد.
فریده رمضانی مقدم آرانی؛ محمدعلی بشارت؛ محمد احمدوند شاهوردی؛ مهسا حائری
چکیده
مقدمه: اختلال سوءمصرف مواد یک بیماری مزمن است که بر ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و جسمانی زندگی فرد آثار سوء بر جای میگذارد؛ بنابراین، بررسی متغیرهای روانشناختی مرتبط با اختلال سوءمصرف مواد میتواند به فهم بهتر این اختلال و همچنین مدیریت و کاهش ولع مصرف آن در بیماران کمک شایانی کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش تعدیلکننده روانسازههای ...
بیشتر
مقدمه: اختلال سوءمصرف مواد یک بیماری مزمن است که بر ابعاد مختلف روانی، اجتماعی و جسمانی زندگی فرد آثار سوء بر جای میگذارد؛ بنابراین، بررسی متغیرهای روانشناختی مرتبط با اختلال سوءمصرف مواد میتواند به فهم بهتر این اختلال و همچنین مدیریت و کاهش ولع مصرف آن در بیماران کمک شایانی کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش تعدیلکننده روانسازههای ناسازگار اولیه در رابطه بین سیستمهای مغزی فعالساز و بازدارنده با ولع مصرف مواد افیونی صورت گرفت. روش: در این مطالعه که از نوع توصیفی - همبستگی بود، تعداد 150 مرد دارای سوءمصرف مواد با روش نمونهگیری هدفمند و اعمال ملاکهای ورود و خروج انتخاب شدند و از آنها خواسته شد تا فرم کوتاه پرسشنامه روانسازه یانگ (YSQ-SF)، مقیاس سیستمهای فعالساز و بازداری رفتاری (BAS/BIS) و پرسشنامه سنجش ولع مصرف هروئین (HCQ-45) را تکمیل کنند. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات از رگرسیون گامبهگام استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که سیستم مغزی فعالساز و بازدارنده با ولع مصرف در سطح 05/0>p به ترتیب رابطه مثبت و منفی معنادار داشتند. همچنین روانسازههای ناسازگار اولیه با ولع مصرف در سطح 01/0>p رابطه مثبت معنادار داشتند. نقش تعدیلکننده روانسازههای ناسازگار اولیه در رابطه بین سیستمهای مغزی فعالساز و بازدارنده با ولع مصرف مواد افیونی در این پژوهش تأیید نشد. نتیجهگیری: سیستمهای مغزی فعالساز و بازدارنده یکی از عوامل پیشبینی کننده ولع مصرف مواد افیونی است. این پژوهش پیشنهاد میکند که برنامههای مداخلهای و پیشگیری از عود بهتر است با در نظر گرفتن سیستمهای مغزی فعالساز و بازدارنده طراحی گردند.
عصب روانشناسی
احمد علیپور؛ رقیه محمدی
چکیده
هدف: دردهای نوروپاتی از عوارض شایع دیابت مزمن هستند که تأثیر منفی بر خلق و خوی بیماران دارند. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین اثر خالص و ترکیبی tDCS آندی ناحیه M1 و ناحیه F3 در کاهش پریشانی روانشناختی در مبتلایان به دیابت نوع 2 دارای دردهای نوروپاتیک انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر، یک کــار آزمــایی بــالینی تصــادفی چهار گروهـــی دو ســر ...
بیشتر
هدف: دردهای نوروپاتی از عوارض شایع دیابت مزمن هستند که تأثیر منفی بر خلق و خوی بیماران دارند. بنابراین، این پژوهش با هدف تعیین اثر خالص و ترکیبی tDCS آندی ناحیه M1 و ناحیه F3 در کاهش پریشانی روانشناختی در مبتلایان به دیابت نوع 2 دارای دردهای نوروپاتیک انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر، یک کــار آزمــایی بــالینی تصــادفی چهار گروهـــی دو ســر کور می باشــد. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه بیماران 45 تا 65 ساله مبتلا به دیابت نوع 2 عضو انجمن دیابت شهرستان بناب در زمستان 1400 و بهار 1401 بودند که توسط متخصصان، دارای دردهای نوروپاتیک شناسایی شده بودند. نمونه پژوهش 48 تن بودند که به روش هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند. سپس، تخصیص تصادفی بیماران به 4 گروه انجام گرفت. بیماران گروههای 4 گانه به مدت 12 جلسه، سه بار در هفته، مداخلات مربوط به خود را اخذ کردند. ابزار گردآوری اطلاعات، مقیاس 42 سوالی افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) بود. یافته ها: طبق نتایج، میانگین پریشانی روانی در مراحل پس آزمون، پیگیری 1 ماهه و پیگیری 3 ماهه، در مقایسه با مرحله پیش آزمون، بطور معناداری کاهش یافته بود. اما تفاوتی در میانگین نمرات پریشانی روانی بین سایر مراحل (پس آزمون، پیگیری 1 ماهه، پیگیری 3 ماهه) دیده نشد. یعنی حتی تا مرحله پیگیری 3 ماهه، اثر مداخلات باقی مانده بود. نتیجه گیری: کاربرد تحریک الکتریکی فراجمجه ای، با توجه به پتانسیل درمانی که دارد، می تواند در بیماران دیابتی گسترش یابد.
روانشناسی
سهیلا سروش نیا؛ احمد علیپور؛ عیسی جعفری؛ حسین زارع
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و تحریک فراجمجمهای مغز با جریان مستقیم بر استرس ادراک شده و اضطراب زنان مبتلا به اختلال پرخوری بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری مراجعه ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و تحریک فراجمجمهای مغز با جریان مستقیم بر استرس ادراک شده و اضطراب زنان مبتلا به اختلال پرخوری بود. روش پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به اختلال پرخوری مراجعه کننده به مراکز تغذیه در بهار 1402 شهر کرج بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تعداد 45 نفر انتخاب و سپس در 2 گروه آزمایش(هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل(15 نفر) جایگزین شدند. سپس گروههای آزمایش تحت 8 جلسه 60 دقیقهای درمان حساسیت زدایی با حرکات چشم و پردازش مجدد و 8 جلسه 60 دقیقهای تحریک فراجمجمهای مغز با جریان مستقیم قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس شدت پرخوری(BES) گورمالی و همکاران (1982)، مقیاس استرس ادراک شده(PSC) کوهن و همکاران(1983) و سیاهه اضطراب بِک(BDI-II) بک و همکاران(1988) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه و تحلیل اطلاعات بهدستآمده از اجرای پرسشنامهها از طریق نرمافزار SPSS نسخه 28 در دو بخش توصیفی و استنباطی(تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پسآزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر کاهش استرس ادراک شده و اضطراب داشته است(05/0>P).
عصب روانشناسی
عزتاله کردمیرزا نیکوزاده؛ مهدیه رحمانیان؛ مژگان آگاه هریس
چکیده
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامههای عصبروانشناختی خانوادهمحور بر بهبود حافظه کاری و عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی است. روش: این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلا به اضطراب جدایی مراجعهکننده به مراکز درمانی ...
بیشتر
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامههای عصبروانشناختی خانوادهمحور بر بهبود حافظه کاری و عملکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی است. روش: این مطالعه با روش نیمهآزمایشی و طرح پیشآزمون- پسآزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کودکان مبتلا به اضطراب جدایی مراجعهکننده به مراکز درمانی شهر تهران و مادران آنها بود. 30 کودک به روش نمونهگیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام 15 نفر) تخصیص یافتند. مداخله در گروه آزمایش شامل 12 جلسه 120 دقیقهای برنامه عصبروانشناختی خانوادهمحور بود که بر تقویت حافظه کاری و عملکردهای اجرایی از طریق تمرینهای تعاملی و بازیهای رایانهای تمرکز داشت. ابزارهای پژوهش شامل آزمون هوشی ریون، مقیاس سنجش اضطراب جدایی، آزمون N-Back و پرسشنامه کارکردهای اجرایی (BRIEF) بود. یافته: نتایج تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که برنامه مداخلهای خانوادهمحور تأثیر معناداری بر بهبود عملکرد حافظه کاری و کارکردهای اجرایی کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل داشت. یافتهها حاکی از آن بود که این برنامه توانست از طریق تقویت تعاملات کودک- خانواده و ارائه تمرینهای هدفمند، به بهبود ساختارهای شناختی و عملکردهای اجرایی کودکان کمک کند. نتیجهگیری: پژوهش حاضر تأیید میکند که مداخلات خانوادهمحور بهعنوان یک رویکرد مؤثر در مدیریت چالشهای شناختی و رفتاری کودکان مبتلا به اضطراب جدایی میتواند استفاده شود. پیشنهاد میشود در پژوهشهای آینده، تأثیر پایدار این مداخلات در طولانیمدت و در گروههای جمعیتی متنوع بررسی گردد.
آرش عباس نیا؛ شهزاد طهماسبی بروجنی؛ راضیه هژبرنیا
چکیده
مقدمه: یکی از مشکلات شایع در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(اماس) اختلال در حافظه است. با وجود تأیید تأثیر تمرینات تکالیف دوگانه شناختی حرکتی بر عملکرد شناختی بیماران اماس، تاکنون، پژوهش های اندکی در این زمینه صورت گرفته است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بهبود حافظه فضایی بیماران اماس در نتیجه تمرینات تکالیف دوگانه بود. ...
بیشتر
مقدمه: یکی از مشکلات شایع در افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(اماس) اختلال در حافظه است. با وجود تأیید تأثیر تمرینات تکالیف دوگانه شناختی حرکتی بر عملکرد شناختی بیماران اماس، تاکنون، پژوهش های اندکی در این زمینه صورت گرفته است. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بهبود حافظه فضایی بیماران اماس در نتیجه تمرینات تکالیف دوگانه بود. روش: طرح تحقیق از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه های تصادفی، روش پژوهش از نوع نیمه تجربی و به لحاظ هدف کاربردی بود. در اجرا، 30 زن مبتلا به اماس(20-60 ساله)عضو انجمن اماس استان تهران، به صورت داوطلبانه و با کسب رضایت نامه آگاهانه به عنوان شرکت کننده به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایشی قرارگرفتند و پیش آزمون حافظه فضایی از طریق دستگاه حافظه فضایی مدلLM-01 از آنان گرفته شد. سپس شرکت کنندگان به مدت هشت هفته که هر هفته شامل دو جلسه 45 تا 60 دقیقه ای بود به انجام تمرینات تکالیف دوگانه پرداختند. با اتمام تمرینات پس آزمون گرفته شد. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مرکب و تی همبسته و مستقل در سطح معنی داری 05/0≥ p انجام شد. یافته ها: نتایجنشان داد که تمرینات تکالیف دوگانه موجب بهبود معنیدار حافظه فضایی)04/0=p ) در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد. نتیجه گیری: تمرین تکالیف دوگانه شناختی- حرکتی موجب فعالیت بیشتر مغز می شود و میتوان آن را روشی مناسب برای ارتقای توانایی های شناختی مانند حافظه فضایی در نظر گرفت.
عصب روانشناسی
نوید آگند؛ سجاد رضایی؛ مریم جفرودی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر پرخاشگری رقابتی، بدتنظیمی هیجانی بازیکنان فوتبال انجام شد. روش پژوهش از نوع شبهآزمایشی و طرح پژوهشی پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش ورزشکاران فوتبالیست شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1400 بودند که از این جامعه آماری تعداد 24 نفر از پسران نوجوان ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر بخشی آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر پرخاشگری رقابتی، بدتنظیمی هیجانی بازیکنان فوتبال انجام شد. روش پژوهش از نوع شبهآزمایشی و طرح پژوهشی پیشآزمون–پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش ورزشکاران فوتبالیست شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1400 بودند که از این جامعه آماری تعداد 24 نفر از پسران نوجوان به صورت در دسترس انتخاب شده و پس از همتا سازی بر اساس سن و سطح تحصیلات به صورت تصادفی به 2 گروه 12 نفره گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند و پرسشنامههای پرخاشگری رقابتی ماکسول و موریس(2007) و دشواری در تنظیم هیجان گرتز و روئمر(2004) به عنوان پیشآزمون و پسآزمون برای هر دو گروه اجرا شد. به گروه دریافتکننده آموزش نوروفیدبک طبق پروتکل درمانی 15 جلسه 30 دقیقهای، آموزش موج بتا ترینینگ داده شد. نتایج تحلیل نشان داد که تفاوت میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک با گروه گواه در مرحله پس-آزمون در مؤلفههای خشم (001/0 P<) و پرخاشگری (001/0 P<) معنادار میباشد. تفاوت میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک با گواه در مرحله پسآزمون بر نمرهکل بدتنظیمی هیجانی معنادار بود (001/0P<). این سطوح معنادار در تمامی مؤلفههای بدتنظیمی هیجانی به استثنای فقدان آگاهی هیجانی (155/0 P>) معنادار تکرار شد. بنابراین می توان گفت آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر کاهش پرخاشگری رقابتی و بدتنظیمی هیحانی ورزشکاران فوتبالیست موثر بودهاست.. به بیان دیگر پاداشدهی به امواج مطلوب مغز، باعث میشود که افراد بیاموزند چطور امواجی که منجر به عملکرد مطلوب میشود را تولید کند.
عصب روانشناسی
فرزانه داوری؛ سلیمه عباسی
چکیده
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات بادی پرکاشن بر عملکرد اجرایی و مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان کمتوان ذهنی بود. جامعه آماری شامل کودکان مبتلابه کمتوانی ذهنی شهرستان چادگان بود که از بین آنها 30 نفر (15 نفر گروه تجربی، 15 نفر گروه کنترل) با دامنه سنی 8 تا 10 سال انتخاب و با انجام آزمون عملکرد پیوسته (توجه پایدار)، رنگ- واژه استروپ ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر تمرینات بادی پرکاشن بر عملکرد اجرایی و مهارتهای حرکتی بنیادی کودکان کمتوان ذهنی بود. جامعه آماری شامل کودکان مبتلابه کمتوانی ذهنی شهرستان چادگان بود که از بین آنها 30 نفر (15 نفر گروه تجربی، 15 نفر گروه کنترل) با دامنه سنی 8 تا 10 سال انتخاب و با انجام آزمون عملکرد پیوسته (توجه پایدار)، رنگ- واژه استروپ (بازداری پاسخ) و آزمون مهارتهای حرکتی درشت اولریخ 2015 (مهارتهای حرکتی بنیادی) بهصورت پیشآزمون- پسآزمون در این پژوهش شرکت کردند. گروه تجربی طی 8 هفته، هر هفته 2 جلسه 45 دقیقهای بهصورت گروهی برنامه مداخلهای منتخب بادی پرکاشن را دریافت کردند. اما گروه کنترل فعالیتهای معمول مدرسه را انجام دادند. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس چند متغیره در سطح معنیداری 05/0 p≤ انجام شد. نتایج نشان داد اثر تمرینات بادی پرکاشن بر توجه پایدار (001/0=P)، بازداری پاسخ (001/0=P) و مهارتهای حرکتی بنیادی (001/0=P) معنادار است و شرکتکنندگان گروه تجربی عملکرد بهتری نسبت به گروه کنترل داشتند (001/0=P). باتوجه به یافتهها به نظر میرسد تمرینات بادی پرکاشن مداخلهای سودمند جهت بهبود مهارتهای حرکتی و شناختی در کودکان با کمتوان ذهنی است؛ بنابراین پیشنهاد میشود از این تمرینات در برنامههای تربیتبدنی مدارس استثنایی و مراکز توانبخشی استفاده شود.
علیرضا محسنی اژیه؛ سالار فرامرزی؛ محمد حسینعلی زاده
چکیده
مقدمه: کاشت حلزون شنوایی نتایج مثبتی را برای کودکان ناشنوا به ارمغان میآورد، اما تجربه ناشنوایی اولیه موجب محدودیتهای مختلفی میشود که یکی از آنها، مشکلات حافظه فعال است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توانمندسازی عصبروانشناختی دانشآموزان کاشت حلزونی(NEPSCI) و ارزیابی اثربخشی آن بر مشکلات حافظه فعال دانشآموزان ...
بیشتر
مقدمه: کاشت حلزون شنوایی نتایج مثبتی را برای کودکان ناشنوا به ارمغان میآورد، اما تجربه ناشنوایی اولیه موجب محدودیتهای مختلفی میشود که یکی از آنها، مشکلات حافظه فعال است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توانمندسازی عصبروانشناختی دانشآموزان کاشت حلزونی(NEPSCI) و ارزیابی اثربخشی آن بر مشکلات حافظه فعال دانشآموزان ناشنوای کاشت حلزونشده انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع تکآزمودنی با طرح A-B بود. جامعه آماری شامل دانشآموزان کاشت حلزونشده شهر اصفهان در سال تحصیلی 96-1397 بود. از این جامعه 3 دانشآموز به شیوه نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند.ابزار پژوهش چهارمین نسخه مقیاس هوشی وکسلر برای کودکان(WISC–IV) و مقیاس درجهبندی حافظه کاری(WMRS) بود. بر این اساس طی 5 هفته متوالی آزمودنیها مورد مشاهده قرار گرفتند(موقعیت خط پایه)، سپس طی هشت هفته مداخله اجرا شد و بعد از آن نیز در طی سه هفته، پایداری تغییرات در مرحله پیگیری مشاهده شد. دادهها از طریق تحلیل دیداری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: طی تحلیل دیداری نمودار دادهها، مداخله در هر سه آزمودنی اثربخش بود. درصد غیرهمپوشی دادهها(PND) در دو موقعیت خط پایه و مداخله برای هر سه شرکتکننده به ترتیب 5/87%، 75% و 100% بود. این اثربخشی در موقعیت پیگیری نیز همچنان قابل مشاهده بود. نتیجهگیری: برنامه توانمندسازی عصبروانشناختی دانشآموزان کاشت حلزونی(NEPSCI)، روشی مناسب جهت کاهش مشکلات حافظه فعال آنان است و میتوان از این روش، در مراکز آموزشی و درمانی استفاده کرد.
مریم رنجبر؛ سعید حسن زاده؛ علی اکبر ارجمندنیا
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توانبخشی مبتنی بر رایانه و بررسی اثربخشی آن بر حافظه فعال، توجه و بازداری پاسخ در کودکان با ضعف کارکردهای اجرایی انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه انتظار بوده است. جامعه آماری شامل۲۳ کودک واجد شرایط، به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تدوین برنامه توانبخشی مبتنی بر رایانه و بررسی اثربخشی آن بر حافظه فعال، توجه و بازداری پاسخ در کودکان با ضعف کارکردهای اجرایی انجام شده است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون ـ پسآزمون با گروه انتظار بوده است. جامعه آماری شامل۲۳ کودک واجد شرایط، به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و انتظار قرار گرفتند. در همین راستا، در گام نخست به شناسایی نیازها و مولفههای برنامه توانبخشی شناختی به مطالعه و مرور نظامدار پژوهشهای موجود پرداخته و در نهایت براساس مبانی نظری و پژوهشی موجود، اقدام به طراحی یک برنامه توانبخشی شناختی رایانهای گردید. به منظور بررسی نشانههای ضعف کارکردهای اجرایی از پرسشنامه درجه بندی رفتاری و کارکردهای اجرایی(بریف-فرم والد)، جهت سنجش حافظه فعال برای کودکان از آزمون(حافبک) و برای سنجش توجه دیداری، شنیداری و بازداری پاسخ(IVA-2) استفاده گردید. دانشآموزان به مدت 18 جلسه(45 دقیقه) تحت مداخله قرار گرفتند و گروه انتظار هیچ آموزشی دریافت نکردند. دادههای حاصل از این پژوهش با روش تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافتههای حاصل از تحلیل دادهها پس از حذف اثر پیشآزمون حاکی از اثربخشی برنامه توانبخشی رایانهای بر عملکرد حافظه فعال، توجه و توجه مستمر بوده است(۰۵/۰p≤). با این وجود نتایج تحلیل کواریانس تفاوت معناداری را در آزمون بازداری پاسخ نشان نداده است(۰۵/۰p≤). نتیجه گیری: به طور کلی، میتوان نتیجه گرفت که توانبخشی شناختی رایانهای به عنوان یک روش مکمل درمانی در کنار سایر درمانها، در مداخلات مرسوم جهت ارتقاء کارکردهای اجرایی مورد استفاده قرار گیرد.
عصب روانشناسی
فرزانه حاتمی؛ اکرم کاویانی
چکیده
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، تعیین تأثیر الگوی شنیداری و دیداری بر سرکوب ریتم میو در شوت سهگام بسکتبال بود. روش: 13 نفر از دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه شهید رجایی تهران به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. ترتیب مشاهده الگوی بینایی و الگوی شنیداری، در بین شرکتکنندگان به صورت موازنه متقابل کنترل شد. شرکتکنندگان به طور تصادفی ...
بیشتر
هدف: هدف از اجرای پژوهش حاضر، تعیین تأثیر الگوی شنیداری و دیداری بر سرکوب ریتم میو در شوت سهگام بسکتبال بود. روش: 13 نفر از دانشجویان تربیت بدنی دانشگاه شهید رجایی تهران به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت کردند. ترتیب مشاهده الگوی بینایی و الگوی شنیداری، در بین شرکتکنندگان به صورت موازنه متقابل کنترل شد. شرکتکنندگان به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند: گروه اول، ابتدا الگوی بینایی را مشاهده و سپس الگوی شنیداری مربوط به صدای اجرای شوت سه گام بسکتبال را دریافت کردند و گروه دوم، الگوی بینایی را پس از الگوی شنیداری مشاهده و در نهایت هر دو گروه الگوی ترکیبی را مشاهده کردند. امواج مغزی شرکتکنندگان در سه حالت، توسط دستگاه الکتروانسفالوگرافی ثبت و توسط نرم-افزار نروگاید به دادههای کمی تبدیل شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس دوراهه با اندازه های تکراری در یک طرح (منطقه عصبی)3 × (نوع الگو)3 نشان داد اثر اصلی منطقه عصبی معنادار است، به اینمعنی که، ریتم میو در منطقه CZ به طور معناداری سرکوب بیشتری نسبت به منطقه 3C داشته است (014/0= P). علاوه بر این، نتایج نشان دادند که ریتم میو در منطقه CZ به طور معناداری سرکوب بیشتری نسبت به منطقه عصبی 3C در هر دو حالت مشاهده الگوی بینایی (025/0= P) و بینایی- شنیداری (014/0= P) داشته است، درحالیکه بین ریتم میو در حالت الگوی شنیداری بین سه منطقه مذکور تفاوت معناداری مشاهده نشد. نتیجهگیری: یکپارچگی بینایی شنوایی سبب سرکوب بیشتری در ریتم میو و در نتیجه فعالسازی نورون های آینه ای میشود.
ابتسام جاسمی؛ نعمت ستوده اصل؛ آمنه معاضدیان؛ فائزه جهان
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف اثربخشی درمان فراشناختی و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمهای بر کارکردهای اجرایی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی است و طرح تحقیق آن از نوع پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل است. 60 نفر از جانبازان PTSD بیمارستان روانپزشکی بوستان شهر اهواز بهعنوان ...
بیشتر
مقدمه: پژوهش حاضر باهدف اثربخشی درمان فراشناختی و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمهای بر کارکردهای اجرایی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر یک پژوهش نیمه آزمایشی است و طرح تحقیق آن از نوع پیشآزمون و پسآزمون همراه با گروه کنترل است. 60 نفر از جانبازان PTSD بیمارستان روانپزشکی بوستان شهر اهواز بهعنوان نمونه در تحقیق حاضر شرکت کردند و بهصورت تصادفی به سه گروه درمان فراشناختی، تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمهای و گواه تقسیم شدند. ابزارهای اندازهگیری آزمون استروپ و آزمون برج لندن بود. دادهها با استفاده از تحلیل کوواریانس ارزیابی شد. یافتهها: نتایج نشان داد که در آزمون کارکرد اجرایی استروپ و برج لندن بین گروهها تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). با توجه به نتایج آزمون پیگردی بونفرونی بین گروه فراشناخت با کنترل (05/0>P) و نیز tDCS با کنترل (05/0>P) در آزمون کارکرد اجرایی استروپ و برج لندن تفاوت معناداری وجود دارد ولی بین دو گروه فراشناختی و tDCS تفاوت معنادار وجود ندارد (05/0<P). نتیجهگیری: استفاده از رویکرد درمان فراشناختی و نیز تحریک الکتریکی فرا جمجمهای مغز می تواند موجب بهبود کارکردهای اجرایی در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از حادثه شود. ازاینرو به درمانگران و توانبخشان و کلیه افرادی که با اینگونه افراد سروکار دارند پیشنهاد میشود که در برنامههای روزانه خود و جهت بهبود کارکردهای اجرایی استفاده از این دو نوع رویکرد را مدنظر قرار دهند.
غلامرضا چلبیانلو؛ مهسا مقراضی؛ زهرا کشتگر
چکیده
مقدمه: اختلال اسکزوفرنیا یکی از شایع ترین اختلالات شدید روانی است که طیف گسترده ای از علایم شناختی، هیجانی و رفتاری را شامل می شود که اختلال در تفکر صوری، یکی از عوامل تعیین کننده پیش آگهی آن است. مقایسه فعالیت های قشری در مبتلایان به اسکیزوفرن های دارای تفکر صوری و فاقد آن، هدف اصلی پژوهش حاضر بود. روش: تعداد 60 بیمار ...
بیشتر
مقدمه: اختلال اسکزوفرنیا یکی از شایع ترین اختلالات شدید روانی است که طیف گسترده ای از علایم شناختی، هیجانی و رفتاری را شامل می شود که اختلال در تفکر صوری، یکی از عوامل تعیین کننده پیش آگهی آن است. مقایسه فعالیت های قشری در مبتلایان به اسکیزوفرن های دارای تفکر صوری و فاقد آن، هدف اصلی پژوهش حاضر بود. روش: تعداد 60 بیمار مبتلا به اختلال اسکیزوفرنیا(31 نفر دارای اختلال تفکر صوری و 29 نفر فاقد اختلال در تفکر صوری) براساس معیارهای ورود و خروج به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و پرسشنامه تفکر صوری در مورد آن ها اجرا شد . فعالیت قشری تمامی شرکت کنندگان با استفاده از EEG 19کاناله مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که در بیماران اسکیزوفرن دارای اختلال در تفکر صوری توان مطلق باندهای دلتا و بتا پایین تر و توان مطلق تتا در نواحی قدامی مغز بالاتر از بیماران فاقد اختلال تفکر صوری بود. همچنین در نواحی خلفی نیز اسکیزوفرن های دارای اختلال در تفکر صوری، در باندهای دلتا، آلفا و بتا پایین تر از اسکیزوفرن های فاقد اختلال در تفکر صوری بودند. نتیجه گیری: یافته ها ضمن تایید فرضیه هایپوفرونتالی اسکیزوفرنیا، نشان می دهد که اسکیزوفرن های فاقد تفکر صوری، برانگیختگی قشری پایینتر داشته که منجر به مشکلات شناختی بیشتر در این افراد می شود.
عصب روانشناسی
مهدی رحیم زاده؛ محمد اسماعیلی؛ سجاد محمدیاری
چکیده
مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر یک دوره تمرینات منتخب آمادگی جسمانی با و بدون تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای مغز بر زمان واکنش و عملکرد تیراندازی در دانشجویان افسری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان افسری دانشگاه امام علی (ع) بودند. با توجه به نوع و هدف تحقیق، 36 دانشجو بهصورت تصادفی به 3 گروه آمادگی جسمانی بدون tDCS (12 نفر)، ...
بیشتر
مطالعه حاضر با هدف مقایسه تأثیر یک دوره تمرینات منتخب آمادگی جسمانی با و بدون تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمهای مغز بر زمان واکنش و عملکرد تیراندازی در دانشجویان افسری انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان افسری دانشگاه امام علی (ع) بودند. با توجه به نوع و هدف تحقیق، 36 دانشجو بهصورت تصادفی به 3 گروه آمادگی جسمانی بدون tDCS (12 نفر)، آمادگی جسمانی با tDCS (12 نفر) و گروه شم (12 نفر) به عنوان نمونهی پژوهش، تقسیم شدند. مطالعه شامل مراحل پیشآزمون- پسآزمون بود. در مرحله پیش آزمون شرکتکنندگان به اجرای10 شلیک با تپانچه و 20 کوشش برای هر یک از زمانهای واکنش ساده و انتخابی پرداختند و عملکرد آنها ثبت شد. دوره تمرینی و تحریک شامل 10 جلسه بود. مرحله پسآزمون مشابه با پیشآزمون و با اختلاف 24 ساعت از همدیگر صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. برای مقایسه زوجی گروهها از آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. نتایج نشان داد که تمرینات آمادگی جسمانی و تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمهای مغز (tDCS) تأثیر معنیداری بر زمان واکنش ساده و انتخابی دارد، هم چنین آمادگی جسمانی همراه با تحریک الکتریکی مستقیم مغز تأثیر معنیداری بر عملکرد و دقت تیراندازی دارد. نتیجهگیری: با توجه به نتایج این مطالعه، می توان پیشنهاد کرد که تحریک الکتریکی مستقیم جمجمه (tDCS)، که نوعی تحریک مغزی است، به عنوان تکنیک و مکمل تمرینات آمادگی جسمانی برای افزایش عملکرد و عوامل شناختی- ادراکی در برنامههای نظامی دانشجویان افسری مورد استفاده قرار گیرد.
عصب روانشناسی
حلیمه کچرانلویی؛ پریا جنگی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی اختلال بازی اینترنتی براساس ناگویی هیجانی و سیستمهای مغزی رفتاری در نوجوانان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش شامل دانش آموزان شهر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بود. از این بین 320 نفر با توجه به ملاکهای ورود به شیوه نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف پیشبینی اختلال بازی اینترنتی براساس ناگویی هیجانی و سیستمهای مغزی رفتاری در نوجوانان انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعهآماری پژوهش شامل دانش آموزان شهر بجنورد در سال تحصیلی 1402-1401 بود. از این بین 320 نفر با توجه به ملاکهای ورود به شیوه نمونهگیری خوشهای دو مرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل مقیاس فعالساز و بازداری رفتاری، پرسشنامه ناگویی هیجانی و پرسشنامة اختلال بازی اینترنتی بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد ناگویی هیجانی و سیستم بازداری رفتاری با اختلال بازی اینترنتی در نوجوانان همبستگی مثبت و معنادار و سستم فعالساز رفتاری و مولفههای ان با اختلال بازی اینترنتی رابطه منفی و معنادار دارند. نتایج رگرسیون نیز حاکی از این بود که ناگویی هیجانی، سیستم فعالساز رفتاری و سیستم بازداری رفتاری به ترتیب 17 درصد، 21 درصد و 22 درصد از واریانس اختلال بازی اینترنتی را تبیین کردند. این دو متغیر به طور همزمان با هم توانستند 22 درصد از واریانس اختلال بازی اینترنتی را تبیین کنند. بنابراین، ناگویی هیجانی و سیستمهای مغزی رفتاری نقش مهمی در پیشبینی اختلال بازی اینترنتی نوجوانان داشتند؛ بهطورکلی، می توان نتیجه گرفت که ناگویی هیجانی و سیستمهای مغزی رفتاری موجب علائم اختلال بازی اینترنتی گردد. یافته های پژوهش حاضر می تواند تلویحات کاربردی برای روانشناسان در زمینه سبب شناسی و مداخله در مبتلایان به اختلال بازی اینترنی داشته باشد.
عصب روانشناسی
آرزو مجرد؛ اسماعیل صدری دمیرچی؛ علی شیخ الاسلامی؛ علی رضایی شریف؛ وحید عباسی
چکیده
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روش tDCS و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاهمدت بر سیالی کلامی و توانایی دیداری فضایی در سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف بود. روش: روش پژوهش، آزمایشی گسترشیافته با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود که با استفاده از روش پیشآزمون و پسآزمون انجام شد. جامعه آماری سالمندان بالای 65 سال مبتلا به آلزایمر خفیف ...
بیشتر
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی روش tDCS و پروتکل توانبخشی شناختی کوتاهمدت بر سیالی کلامی و توانایی دیداری فضایی در سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف بود. روش: روش پژوهش، آزمایشی گسترشیافته با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل بود که با استفاده از روش پیشآزمون و پسآزمون انجام شد. جامعه آماری سالمندان بالای 65 سال مبتلا به آلزایمر خفیف که در اردبیل زندگی میکردند را شامل میشد که در سال 1401 به پزشک مغز و اعصاب مراجعه کرده بودند که از بین این افراد،60 نفر به صورت نمونهگیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. سپس روش tDCS به مدت 10 جلسه 20دقیقهای روی یک گروه آزمایش و برنامه توانبخشی شناختی کوتاهمدت به تعداد 9 جلسه 90 دقیقهای بر روی گروه آزمایش دوم اعمال شد و بر روی گروه سوم مداخلهای انجام نشد. پسآزمون با فاصله یک هفته اجرا شد. بعد ازیک ماه مجدد گروههای مورد مطالعه مورد پیگیری قرار گرفتند. جهت جمعآوری اطلاعات از آزمون شناختی آدن بروک نسخه تجدید نظر شده استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که tDCS موجب بهبود معنیدار در مؤلفه دیداری و روش توانبخشی شناختی موجب بهبود توانایی ادراک میشود. در مجموع به نظر میرسد مداخلههای انجام شده موجب بهبود توانایی دیداری فضایی در سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف شد در حالی که بر روی متغیر سیالی کلامی تأثیر معناداری نداشتند. نتیجهگیری: میتوان نتیجه گرفت که از هر دو روش میتوان در جهت بهبود توانایی دیداری فضایی سالمندان مبتلا به آلزایمر خفیف بهره جست